اهمیت قیام عیسی مسیح برای ما
هیچ پیامبری که در طول تاریخ وجود داشته یا ادعای پیامبری کرده است، تا به حال از میان مردگان قیام نکرده است. تمام پیامبران مذاهب دیگر کماکان در قبر خود آرامیدهاند. عیسی مسیح، تنها انسانی است که از میان مردگان برخاسته و زنده است. این موضوع اثبات کننده این حقیقت است که عیسی مسیح بزرگترین پیامبر تمام اعصار میباشد. قیام او ثابت کننده این حقیقت است که خدا مرگ او را به عنوان کفارهای برای گناهان بشر قبول کرده و از تمام ادعاهای او را تأئید کرده است. قیام عیسی مسیح تجلی قابل رؤیت مقام پرجلال او، شاهدی بر معتبر بودن تمام ادعاهای او، و اعلام قوی و مؤثر حقیقی بودن تمام تعالیم او می باشد.
هیچ پیامبری که در طول تاریخ وجود داشته یا ادعای پیامبری کرده است، تا به حال از میان مردگان قیام نکرده است. تمام پیامبران مذاهب دیگر کماکان در قبر خود آرامیدهاند. عیسی مسیح، تنها انسانی است که از میان مردگان برخاسته و زنده است. این موضوع اثبات کننده این حقیقت است که عیسی مسیح بزرگترین پیامبر تمام اعصار میباشد. قیام او ثابت کننده این حقیقت است که خدا مرگ او را به عنوان کفارهای برای گناهان بشر قبول کرده و از تمام ادعاهای او را تأئید کرده است. قیام عیسی مسیح تجلی قابل رؤیت مقام پرجلال او، شاهدی بر معتبر بودن تمام ادعاهای او، و اعلام قوی و مؤثر حقیقی بودن تمام تعالیم او می باشد.
۱- اولین نتیجه قیام مسیح
فیلیپیان ۲: ۵-۱۱؛ اول قرنتیان ۱۵: ۴۲- ۴۶؛ رومیان ۱: ۳-۴/
اولین نتیجه قیام و جلال یافتن مسیح در رفیعترین جایگاه در عالم هستی، این حقیقت را آشکار کرد که خدای پدر کار تکمیل شده نجات توسط مسیح را قبول کرده است. چون عیسی مسیح خود را فروتن ساخته تا به موت صلیب مطیع گردید، از این جهت خدا نیز او را به غایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامهاست بدو بخشید تا به نام او هر زانویی خم شود.
اولین نتیجه قیام و جلال یافتن مسیح در رفیعترین جایگاه در عالم هستی، این حقیقت را آشکار کرد که خدای پدر کار تکمیل شده نجات توسط مسیح را قبول کرده است. چون عیسی مسیح خود را فروتن ساخته تا به موت صلیب مطیع گردید، از این جهت خدا نیز او را به غایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامهاست بدو بخشید تا به نام او هر زانویی خم شود.
الف) طبیعت انسانی عیسی مسیح قبل و پس از قیامش
رومیان ۱: ۳-۴ تعلیم میدهد که این جایگاه رفیع عیسی مسیح چه خصوصیاتی داشت. جهت درک رومیان ۱ :۲- ۴، بیان ساده زیر از همین آیات به ما کمک خواهد کرد: "انجیل خدا مربوط است به پسر ابدی خدا در دو مرحله زمانی از طبیعت انسانی او: پیش و پس از قیامش".
رومیان ۱: ۳-۴ تعلیم میدهد که این جایگاه رفیع عیسی مسیح چه خصوصیاتی داشت. جهت درک رومیان ۱ :۲- ۴، بیان ساده زیر از همین آیات به ما کمک خواهد کرد: "انجیل خدا مربوط است به پسر ابدی خدا در دو مرحله زمانی از طبیعت انسانی او: پیش و پس از قیامش".
۱) طبیعت انسانی او پیش از قیامش. پسر ابدی خدا به دنیا آمد. این بدان معنی است که او بدون کنار گذاشتن طبیعت الهیاش، طبیعتی انسانی بر خود گرفت. این عمل "تجسم یا حقیر شدن" خوانده میشود. به خاطر اینکه عیسی از نسل داود بود، طبیعت انسانی او به صورت بدنی با تمام ضعفهای انسانی نمایانگر شد.
۲) طبیعت انسانی او پس از قیامش. پسر ابدی خدا در مقام "پسر قدرتمند خدا" مقرر شد. این را "وضعیت جلالیافته او" مینامند. به دلیل قیام عیسی از مردگان، وجه مشخصه این بعد از طبیعت انسانی او، "روح کامل قدوسیت" بوده است . مقرر گشتن او در مقام "پسر قدرتمند خدا"، همچنین به خداوندی او اشاره دارد، که وجه مشخصه آن قدرت کامل روحالقدس میباشد. بنابراین او "عیسی مسیح خداوند ما" نامیده میشود.
ب) تناقض موجود میان رومیان ۱: ۳ و ۱: ۴/
این تناقض میان طبیعت انسانی و الهی مسیح نیست، زیرا عیسی مسیح به طور ابدی پسر خدا و دارای طبیعت الهی میباشد. آیه ۳ بازگوکننده این حقیقت است که انجیل خدا در رابطه با "پسر" میباشد. اصطلاح "پسر" در این آیه اشاره به طبیعت الهی و ابدی عیسی میکند که قبل از تجسم، بههنگام قیام و پس از قیامش آن را دارا بوده است. تقابل موجود میان آیات ۳ و ۴ بیشتر میان دو عنصر موجود بین طبیعت انسانی او، یکی پس از تولد و دیگری پس از قیامش میباشند. در هر دو برهه از زمان، این دو عنصر طبیعت انسانی او، قابل تفکیک از طبیعت الهی او نمیباشند. تضاد موجود، میان "پست و حقیر بودن " طبیعت انسانی عیسی پس از تولد، و "جلال یافتن " این طبیعت پس از قیام او از میان مردگان میباشد. آیه ۳ توصیفکننده جایگاهی است که عیسی در زمان تولدش داشت، در حالیکه آیه ۴ بیانگر جایگاهی است که در نتیجه قیام از مردگان آن را کسب کرد.
۲) طبیعت انسانی او پس از قیامش. پسر ابدی خدا در مقام "پسر قدرتمند خدا" مقرر شد. این را "وضعیت جلالیافته او" مینامند. به دلیل قیام عیسی از مردگان، وجه مشخصه این بعد از طبیعت انسانی او، "روح کامل قدوسیت" بوده است . مقرر گشتن او در مقام "پسر قدرتمند خدا"، همچنین به خداوندی او اشاره دارد، که وجه مشخصه آن قدرت کامل روحالقدس میباشد. بنابراین او "عیسی مسیح خداوند ما" نامیده میشود.
ب) تناقض موجود میان رومیان ۱: ۳ و ۱: ۴/
این تناقض میان طبیعت انسانی و الهی مسیح نیست، زیرا عیسی مسیح به طور ابدی پسر خدا و دارای طبیعت الهی میباشد. آیه ۳ بازگوکننده این حقیقت است که انجیل خدا در رابطه با "پسر" میباشد. اصطلاح "پسر" در این آیه اشاره به طبیعت الهی و ابدی عیسی میکند که قبل از تجسم، بههنگام قیام و پس از قیامش آن را دارا بوده است. تقابل موجود میان آیات ۳ و ۴ بیشتر میان دو عنصر موجود بین طبیعت انسانی او، یکی پس از تولد و دیگری پس از قیامش میباشند. در هر دو برهه از زمان، این دو عنصر طبیعت انسانی او، قابل تفکیک از طبیعت الهی او نمیباشند. تضاد موجود، میان "پست و حقیر بودن " طبیعت انسانی عیسی پس از تولد، و "جلال یافتن " این طبیعت پس از قیام او از میان مردگان میباشد. آیه ۳ توصیفکننده جایگاهی است که عیسی در زمان تولدش داشت، در حالیکه آیه ۴ بیانگر جایگاهی است که در نتیجه قیام از مردگان آن را کسب کرد.
۱) در آیه ۳، عیسی مسیح به عنوان پسر خدا به تصویر کشیده شده است که با تولدش طبیعت انسانی بر خود گرفت. اولین بُعد تجسم مسیح، بین تولد و قیامش میباشد که مؤکد این حقیقت است که عیسی مسیح کاملأ انسان و دارای بدنی جسمانی بود. واقعه تاریخی تولد عیسی، بیانگر این موضوع است که او از نظر تاریخی از نسل داود و از قبیله یهودا بود که زیر شریعت یهود، و از یک باکره به دنیا آمد. او از طریق تولدش، به طور کامل طبیعت انسانی را مشابه طبیعت انسانی یک انسان سقوط کرده بر خود گرفت، با این تفاوت که او مانند دیگر انسانها مرتکب گناه نشد. طبیعت انسانی عیسی، نه به دلیل اینکه در او گناهی بود، بلکه به خاطر گناهان بشر خطاکار و اینکه به خاطر گناهان آنها بر روی صلیب مصلوب میشد، طبیعتی ضعیف و ناتوان بود.
۲) در آیه ۴، عیسی مسیح به عنوان پسر ابدی خدا به تصویر کشیده شده است که توسط قیامش در جایگاه رفیع خداوندی قرار گرفت. دومین بُعد تجسم مسیح، پس از قیامش بود، که وجه مشخصه آن، "روح بودن آن" به طور کامل (روح قدوسیت به مفهوم روحالقدس است) میباشد. واقعه تاریخی قیام مسیح، او را از نظر شرایط تاریخی و ابدی، درجایگاهی قرار داد که کاملأ تحت تسلط روحالقدس بود. عیسی مسیح بهواسطه قیامش، طبیعت انسانی ضعیف خود را کنار گذاشته، با گناه و مرگ قطع رابطه کرد. از آن زمان به بعد طبیعت انسانی او تغییر شکل یافته، به طور کامل تحت کنترل روحالقدس قرار گرفته و با او یک شده است. به همین دلیل است که در دوم قرنتیان ۳: ۱۷ نوشته شده است، "خداوند (مسیح) روح است." در اول قرنتیان ۱۵: ۴۶، مسیح، "روح حیاتبخش" نامیده شده است. به همین ترتیب، در رومیان ۱: ۴، وجه مشخصه طبیعتِ قیام کرده انسانی او، "روح قدوسیت" میباشد. او پیروزمندانه در جایگاه و مقام قدرتمندی قرار گرفت، به طوری که ورای تمام آن چیزهایی بود که در زمان تجسم او بر زمین به خاطر محدودیتهای طبیعت انسانیاش به او نسبت داده شده بود (متی ۲۸: ۱۸). پس از قیام، طبیعت انسانی عیسی مسیح، خداوندی کاملِ قدرت روحالقدس میباشد.
۲) در آیه ۴، عیسی مسیح به عنوان پسر ابدی خدا به تصویر کشیده شده است که توسط قیامش در جایگاه رفیع خداوندی قرار گرفت. دومین بُعد تجسم مسیح، پس از قیامش بود، که وجه مشخصه آن، "روح بودن آن" به طور کامل (روح قدوسیت به مفهوم روحالقدس است) میباشد. واقعه تاریخی قیام مسیح، او را از نظر شرایط تاریخی و ابدی، درجایگاهی قرار داد که کاملأ تحت تسلط روحالقدس بود. عیسی مسیح بهواسطه قیامش، طبیعت انسانی ضعیف خود را کنار گذاشته، با گناه و مرگ قطع رابطه کرد. از آن زمان به بعد طبیعت انسانی او تغییر شکل یافته، به طور کامل تحت کنترل روحالقدس قرار گرفته و با او یک شده است. به همین دلیل است که در دوم قرنتیان ۳: ۱۷ نوشته شده است، "خداوند (مسیح) روح است." در اول قرنتیان ۱۵: ۴۶، مسیح، "روح حیاتبخش" نامیده شده است. به همین ترتیب، در رومیان ۱: ۴، وجه مشخصه طبیعتِ قیام کرده انسانی او، "روح قدوسیت" میباشد. او پیروزمندانه در جایگاه و مقام قدرتمندی قرار گرفت، به طوری که ورای تمام آن چیزهایی بود که در زمان تجسم او بر زمین به خاطر محدودیتهای طبیعت انسانیاش به او نسبت داده شده بود (متی ۲۸: ۱۸). پس از قیام، طبیعت انسانی عیسی مسیح، خداوندی کاملِ قدرت روحالقدس میباشد.
۲- دومین نتیجه قیام مسیح
یوحنا ۲: ۱۸- ۲۲؛ مرقس ۱۴: ۵۷- ۵۸/
نتیجه دوم قیام مسیح این بود که عیسی معبدی جدید با نظام جدید پرستشی، بنیان گذاشت. این معبد، کلیسا است که در آن خدای پدر در روح و راستی پرستش میشود.
یوحنا ۲: ۱۸- ۲۲ مرگ عیسی تفسیر و تعبیر میکند؛ این تفسیر در قالب موضوع خراب شدن معبد زمان عهد عتیق با تمام مراسم و آیینهای آن صورت میگیرد؛ همین آیهها قیام عیسی را در رابطه با ساختن معبدی جدید با پرستش مخصوص به آن بررسی میکند.
نتیجه دوم قیام مسیح این بود که عیسی معبدی جدید با نظام جدید پرستشی، بنیان گذاشت. این معبد، کلیسا است که در آن خدای پدر در روح و راستی پرستش میشود.
یوحنا ۲: ۱۸- ۲۲ مرگ عیسی تفسیر و تعبیر میکند؛ این تفسیر در قالب موضوع خراب شدن معبد زمان عهد عتیق با تمام مراسم و آیینهای آن صورت میگیرد؛ همین آیهها قیام عیسی را در رابطه با ساختن معبدی جدید با پرستش مخصوص به آن بررسی میکند.
الف) تصویر و مفهوم آن
مفهوم عیسی از این جمله چه بود: "این قدس (معبد) را خراب کنید و من در سه روز آن را بر پا خواهم نمود"؟ این جمله تصویری است در عهدجدید در رابطه با مرگ و قیام مسیح. عیسی مسیح بیش از سه سال قبل از مصلوب شدن و قیامش، این نبوتِ مهم را در رابطه با مرگ و قیامش کرد. این نبوت به شکل یک معما بود، زیرا کلمات موجود در آن هر کدام دارای دو مفهوم بودند. کلمه "معبد" ممکن است هم اشاره به "معبد ساخته شده به سنگها" در اورشلیم، و هم اشاره به " معبد بدن" داشته باشد. کلمه "خراب کردن" می تواند هم اشاره به "در هم کوبیدن " ساختمان، و هم اشاره به "از بین بردن " بدن داشته باشد . و کلمه "برپا نمودن" ممکن است هم اشاره به "بنای مجدد" یک ساختمان، و هم اشاره به "قیام" بدن بکند.
پس مفهوم تمام این جمله بدین صورت است: "اگر چه توسط مصلوب کردن من، شما یهودیان معبد بدن مرا از بین می برید، من در سه روز قیام خواهم کرد. و اگر چه در نتیجه کشتن من، شما همچنین معبدهای سنگی خود و تمام آیینهای مذهبی مربوط به آن را در هم می کوبید، من با قیام خود معبدی جدید با شیوههای جدید پرستش بنا خواهم کرد. منظور عیسی بنای کلیسا بود که در آن خدای پدر در روح و راستی پرستش خواهد شد (یوحنا ۴: ۲۳- ۲۴).
مفهوم عیسی از این جمله چه بود: "این قدس (معبد) را خراب کنید و من در سه روز آن را بر پا خواهم نمود"؟ این جمله تصویری است در عهدجدید در رابطه با مرگ و قیام مسیح. عیسی مسیح بیش از سه سال قبل از مصلوب شدن و قیامش، این نبوتِ مهم را در رابطه با مرگ و قیامش کرد. این نبوت به شکل یک معما بود، زیرا کلمات موجود در آن هر کدام دارای دو مفهوم بودند. کلمه "معبد" ممکن است هم اشاره به "معبد ساخته شده به سنگها" در اورشلیم، و هم اشاره به " معبد بدن" داشته باشد. کلمه "خراب کردن" می تواند هم اشاره به "در هم کوبیدن " ساختمان، و هم اشاره به "از بین بردن " بدن داشته باشد . و کلمه "برپا نمودن" ممکن است هم اشاره به "بنای مجدد" یک ساختمان، و هم اشاره به "قیام" بدن بکند.
پس مفهوم تمام این جمله بدین صورت است: "اگر چه توسط مصلوب کردن من، شما یهودیان معبد بدن مرا از بین می برید، من در سه روز قیام خواهم کرد. و اگر چه در نتیجه کشتن من، شما همچنین معبدهای سنگی خود و تمام آیینهای مذهبی مربوط به آن را در هم می کوبید، من با قیام خود معبدی جدید با شیوههای جدید پرستش بنا خواهم کرد. منظور عیسی بنای کلیسا بود که در آن خدای پدر در روح و راستی پرستش خواهد شد (یوحنا ۴: ۲۳- ۲۴).
ب) تصویر نمیتواند جدا از تحقق خود باشد.
در اصطلاح الهیاتی، "نمونه نمیتواند از اصل خود جدا باشد". نمونه یعنی شخص، واقعه یا چیزی که به عنوان یک تصویر عمل میکند. در واقع نمونه، تصویر واقعهای در آینده میباشد، که اصل نامیده میشود. خیمه یا معبد اسرائیل، به عنوان مکانی که خدا در آن سکونت می کرد، یک تصویر میباشد. و بدن عیسی که به مفهومی برتر، محل سکونت خدا میباشد، تحقق این تصویر می باشد (یوحنا ۱: ۱، ۱۸؛ ۱۴: ۹-۱۰؛ کولسیان ۱: ۱۵؛ ۲: ۹). بنابراین هر کس که بدن عیسی مسیح را رد کند یا آن را تخریب نماید، معبد اورشلیم را با تمام سیستم پرستشی آن تخریب خواهد کرد.
هنگامی که عیسی مسیح مصلوب شد، ساختمان معبد و تمام سیستم پرستشی آن دیگر مفهوم خود را از دست داد. به همین دلیل است که وقتی که عیسی بر روی صلیب مرد، پرده معبد از میان شکافت (متی ۲۷: ۵۱). بر اساس این واقعه، پس از قیام مسیح، مسیحیان موعظه کرده، میگفتند که ساختمان معبد دیگر هیچ نوع عملکردی ندارد (اعمال ۲: ۴۸-۵۰؛ ۱۷: ۲۴-۲۵). در سال ۷۰ میلادی، جنایت وخیم مصلوب کردن عیسی، منجر به خرابی اورشلیم و معبد سنگی آن شد (لوقا ۱۹: ۴۱-۴۴). از زمان مرگ عیسی، ایمانداران یهودی و غیریهودی قادر بودهاند که به طور مستقیم با خدای پدر، توسط فرزندش عیسی مسیح، ارتباط داشته باشند (افسسیان ۲: ۱۸؛ ۳: ۱۲).
در اصطلاح الهیاتی، "نمونه نمیتواند از اصل خود جدا باشد". نمونه یعنی شخص، واقعه یا چیزی که به عنوان یک تصویر عمل میکند. در واقع نمونه، تصویر واقعهای در آینده میباشد، که اصل نامیده میشود. خیمه یا معبد اسرائیل، به عنوان مکانی که خدا در آن سکونت می کرد، یک تصویر میباشد. و بدن عیسی که به مفهومی برتر، محل سکونت خدا میباشد، تحقق این تصویر می باشد (یوحنا ۱: ۱، ۱۸؛ ۱۴: ۹-۱۰؛ کولسیان ۱: ۱۵؛ ۲: ۹). بنابراین هر کس که بدن عیسی مسیح را رد کند یا آن را تخریب نماید، معبد اورشلیم را با تمام سیستم پرستشی آن تخریب خواهد کرد.
هنگامی که عیسی مسیح مصلوب شد، ساختمان معبد و تمام سیستم پرستشی آن دیگر مفهوم خود را از دست داد. به همین دلیل است که وقتی که عیسی بر روی صلیب مرد، پرده معبد از میان شکافت (متی ۲۷: ۵۱). بر اساس این واقعه، پس از قیام مسیح، مسیحیان موعظه کرده، میگفتند که ساختمان معبد دیگر هیچ نوع عملکردی ندارد (اعمال ۲: ۴۸-۵۰؛ ۱۷: ۲۴-۲۵). در سال ۷۰ میلادی، جنایت وخیم مصلوب کردن عیسی، منجر به خرابی اورشلیم و معبد سنگی آن شد (لوقا ۱۹: ۴۱-۴۴). از زمان مرگ عیسی، ایمانداران یهودی و غیریهودی قادر بودهاند که به طور مستقیم با خدای پدر، توسط فرزندش عیسی مسیح، ارتباط داشته باشند (افسسیان ۲: ۱۸؛ ۳: ۱۲).
پ) قیام بدن عیسی مسیح دلالت بر بنای کلیسا دارد.
در زمان محاکمه عیسی، سخنان او بهطور تحتاللفظی مورد تعبیر قرار گرفت و شاهدان تصور کردند که منظور عیسی، ویرانی معبد اورشلیم و بنای معبدی جدید در اورشلیم بوده است، به همین جهت شهادتی که بر علیه او در این رابطه داده شد، شهادتی دروغ بود. در واقع منظور عیسی، بنای "معبدی جدید بود که به دست انسانها ساخته نمیشود" (مرقس ۱۴: ۵۸) و با سنگ و مصالح فیزیکی بنا نمیگردد. این "معبدِ دیگر" اشاره به کلیسا دارد که متشکل از انسانها (و نه ساختمانهای کلیسا) میباشد. در عهد جدید، کلیسا یا بدن ایمانداران به عنوان معبد خدا در نظر گرفته شده است (اول قرنتیان ۳: ۱۶-۱۷؛ دوم قرنتیان ۶: ۱۶؛ ۲ تسالونیکیان ۲: ۴؛ ۱ پطرس ۲: ۴- ۱۰). کلیسا یا معبد عهدجدید، مکانی است که خدا توسط روحش در آن ساکن میباشد (افسسیان ۲: ۲۱- ۲۲). و سنگهای زندهای که توسط آنها معبد عهدجدید بنا شده است، مسیحیان از تمام ملل میباشند (اول پطرس ۲: ۹- ۱۰).
در زمان محاکمه عیسی، سخنان او بهطور تحتاللفظی مورد تعبیر قرار گرفت و شاهدان تصور کردند که منظور عیسی، ویرانی معبد اورشلیم و بنای معبدی جدید در اورشلیم بوده است، به همین جهت شهادتی که بر علیه او در این رابطه داده شد، شهادتی دروغ بود. در واقع منظور عیسی، بنای "معبدی جدید بود که به دست انسانها ساخته نمیشود" (مرقس ۱۴: ۵۸) و با سنگ و مصالح فیزیکی بنا نمیگردد. این "معبدِ دیگر" اشاره به کلیسا دارد که متشکل از انسانها (و نه ساختمانهای کلیسا) میباشد. در عهد جدید، کلیسا یا بدن ایمانداران به عنوان معبد خدا در نظر گرفته شده است (اول قرنتیان ۳: ۱۶-۱۷؛ دوم قرنتیان ۶: ۱۶؛ ۲ تسالونیکیان ۲: ۴؛ ۱ پطرس ۲: ۴- ۱۰). کلیسا یا معبد عهدجدید، مکانی است که خدا توسط روحش در آن ساکن میباشد (افسسیان ۲: ۲۱- ۲۲). و سنگهای زندهای که توسط آنها معبد عهدجدید بنا شده است، مسیحیان از تمام ملل میباشند (اول پطرس ۲: ۹- ۱۰).
ت) مردم متوجه نشدند که این تصویر اشاره به معبد اورشلیم داشته و تحقق آن مربوط به قیام عیسی بود.
یهودیان در یوحنا فصل ۲، تنها شاهد معبد سنگی اورشلیم بودند که بنای آن به مدت ۴۶ سال به طول انجامیده بود. اگر کلام را با قلبی با ایمان مطالعه کرده بودند، متوجه میشدند که معبد اورشلیم، با وسایل و مراسم آن، صرفأ تصویری (نمونهای) بود که به زودی خراب میشد. قسمتهای دیگر عهدعتیق بیانگر این حقیقت هستند که ساختمانِ معبدی که در عهدعتیق وجود داشت، به همراه تابوت عهد و قربانیهای آن، تمامأ موقتی بودند.
یهودیان در یوحنا فصل ۲، تنها شاهد معبد سنگی اورشلیم بودند که بنای آن به مدت ۴۶ سال به طول انجامیده بود. اگر کلام را با قلبی با ایمان مطالعه کرده بودند، متوجه میشدند که معبد اورشلیم، با وسایل و مراسم آن، صرفأ تصویری (نمونهای) بود که به زودی خراب میشد. قسمتهای دیگر عهدعتیق بیانگر این حقیقت هستند که ساختمانِ معبدی که در عهدعتیق وجود داشت، به همراه تابوت عهد و قربانیهای آن، تمامأ موقتی بودند.
۱) اول پادشاهان ۸: ۲۷ و ۲ تواریخ ۲: ۵- ۶ به وضوح تعلیم میدهند که خدای زنده که خالق جهان است، در معبد ساخته شده به دست انسانها ساکن نمیشود. به همین دلیل است که استیفان و پولس تعلیم دادند : "خدایی که جهان را و هر آنچه که در آن است آفرید، چونکه او مالک آسمان و زمین است، در هیکلهای ساخته شده به دستها ساکن نمیباشد" (اعمال ۷: ۴۸- ۴۹؛ ۱۷: ۲۴- ۲۵).
۲) در ارمیا ۳: ۱۶، ارمیا نبوت کرد که تابوت عهد دیگر ذکر نشده، به یاد مردم آورده نخواهد شد و بار دیگر ساخته نخواهد شد.
۳) عبرانیان ۱۰: ۵- ۷ نقل قولی از مزمور ۴۰: ۶- ۷، بر اساس عهدعتیق یونانی میباشد. این قسمت میفرماید، : "تو قربانی و هدیه را نخواستی، بلکه جسدی برای من مهیا ساختی. به قربانی سوختنی و قربانیهای گناه رغبت نداشتی. آنگاه گفتم، اینک میآیم تا اراده تو را ای خدا به جا آورم." این قسمت تعلیم میدهد که مرگ عیسی مسیح، تحقق قربانیهای عهد عتیق بود.
نه تنها یهودیان، بلکه شاگردان عیسی نیز متوجه نبودند که "معبدی" که عیسی در مورد آن در یوحنا فصل ۲ سخن میگفت، معبدِ بدن خود بود. آنها مفهوم روحانی سخنان عیسی را فقط زمانی درک کردند که او در روز سوم پس از مرگش قیام فرمود.
۲) در ارمیا ۳: ۱۶، ارمیا نبوت کرد که تابوت عهد دیگر ذکر نشده، به یاد مردم آورده نخواهد شد و بار دیگر ساخته نخواهد شد.
۳) عبرانیان ۱۰: ۵- ۷ نقل قولی از مزمور ۴۰: ۶- ۷، بر اساس عهدعتیق یونانی میباشد. این قسمت میفرماید، : "تو قربانی و هدیه را نخواستی، بلکه جسدی برای من مهیا ساختی. به قربانی سوختنی و قربانیهای گناه رغبت نداشتی. آنگاه گفتم، اینک میآیم تا اراده تو را ای خدا به جا آورم." این قسمت تعلیم میدهد که مرگ عیسی مسیح، تحقق قربانیهای عهد عتیق بود.
نه تنها یهودیان، بلکه شاگردان عیسی نیز متوجه نبودند که "معبدی" که عیسی در مورد آن در یوحنا فصل ۲ سخن میگفت، معبدِ بدن خود بود. آنها مفهوم روحانی سخنان عیسی را فقط زمانی درک کردند که او در روز سوم پس از مرگش قیام فرمود.
۳- سومین نتیجه قیام مسیح
متی ۲۸: ۱۸؛ یوحنا ۱۳: ۳؛ افسسیان ۱: ۲۰- ۲۳؛ فیلیپیان ۲: ۸- ۱۱؛ اول پطرس ۳: ۲۱- ۲۲/
نتیجه سوم قیام مسیح این است که مسیح جهان را در جهت منفعت کلیسا فرمانروایی میکند.
عیسی مسیح قیام کرد و الآن در دست راست خدای پدر نشسته است تا هم بر جهان و هم بر کلیسای روی زمین فرمانروایی کند. خدا همه چیز را زیر پایهای او قرار داد. و او را مقرر کرد تا حاکم و فرمانروا بر هر مقام و موقعیتی در تاریخ، در هر برهه از زمان باشد. تمام فرشتگان آسمان و تمامی ریاسات و قدرتهای روی زمین تحت حاکمیت او هستند. او سر کلیسا و حاکم بر تمام جهان میباشد. او قادر است تمام اتفاقات جهان و وقایع مربوط به تاریخِ آن را طوری هدایت کند که در جهت منفعت کلیسا خدمت کنند. عیسی مسیح که خداوندِ قیام کرده است، "پادشاه پادشاهان" و "خداوند خداوندان" میباشد. هیچ اتفاقی بر روی زمین، خارج از کنترل و اجازه او به وقوع نمیپیوندد.
نتیجه سوم قیام مسیح این است که مسیح جهان را در جهت منفعت کلیسا فرمانروایی میکند.
عیسی مسیح قیام کرد و الآن در دست راست خدای پدر نشسته است تا هم بر جهان و هم بر کلیسای روی زمین فرمانروایی کند. خدا همه چیز را زیر پایهای او قرار داد. و او را مقرر کرد تا حاکم و فرمانروا بر هر مقام و موقعیتی در تاریخ، در هر برهه از زمان باشد. تمام فرشتگان آسمان و تمامی ریاسات و قدرتهای روی زمین تحت حاکمیت او هستند. او سر کلیسا و حاکم بر تمام جهان میباشد. او قادر است تمام اتفاقات جهان و وقایع مربوط به تاریخِ آن را طوری هدایت کند که در جهت منفعت کلیسا خدمت کنند. عیسی مسیح که خداوندِ قیام کرده است، "پادشاه پادشاهان" و "خداوند خداوندان" میباشد. هیچ اتفاقی بر روی زمین، خارج از کنترل و اجازه او به وقوع نمیپیوندد.
۴- چهارمین نتیجه قیام مسیح
رومیان ۶: ۴-۷/
چهارمین نتیجه قیام مسیح این است که او در زمان حاضر، به مسیحیان حیاتی جدید و تقدیس شده، عطا میکند.
ایمانداران، به وسیله ایمان (رومیان ۵:۱؛ افسسیان ۱: ۱۳)، از نظر روحانی در مرگ و قیام مسیح شریک هستند. شراکت آنها با قیام مسیح در رومیان ۶: ۴- ۷، اولأ به زندگی قیام کرده و تازه آنها با مسیح و ثانیأ به قیامت بدنهای آنها در آینده اشاره دارد. بر اساس رومیان ۶: ۵ متوجه می شویم که شراکت روحانی در مرگ و دفن مسیح، از شراکت روحانی در قیام او قابل تفکیک نمیباشد. وقتی صحبت از زمان آینده میشود، منظور انجام عملی در آینده نیست بلکه قطعیت حقیقتی در زمان حال میباشد. این حقیقتی قطعی است که مسیحیان در مرگ و دفن مسیح شریک بودهاند و این موضوع به "عادل شمردگی آنها از نظر قانونی" منجر شده است. به همین صورت مسیحیان در قیام مسیح شریک شدهاند و این موضوع منجر به "قداست آنها از نظر اخلاقی" شده است. "عادل شمردگی از نظر قانونی" به این مفهوم است که ایمانداران از جریمه گناهانشان آزاد شده، بخشیده شده، و عادل شمرده شدهاند. "قداست از نظر اخلاقی" به این مفهوم است که ایمانداران از قدرت گناه آزاد شده، دیگر تحت تسلط طبیعت گناهکارشان نیستند و قادرند که در مسیر تقدیس رشد کنند. مرگ عیسی مسیح به عنوان کفاره گناهان، برای عادل شمردگی ایمانداران حائز اهمیت است و قطعأ منجر به عادل شمردگی آنان شده است. به همین طریق، زندگی قیام کرده عیسی مسیح برای داشتن زندگی مقدس لازم است و قطعأ منجر به تقدس ایمانداران میشود. مسیحیان، قطعأ، زمانی که بر روی زمین هستند در شباهت به عیسی، در تقدس رشد خواهند کرد. تمام گفتگوی که در رومیان فصل ۶ مطرح شده است، حول ارتباط ضروری میان عادل شمردگی و تقدس میباشد.
چهارمین نتیجه قیام مسیح این است که او در زمان حاضر، به مسیحیان حیاتی جدید و تقدیس شده، عطا میکند.
ایمانداران، به وسیله ایمان (رومیان ۵:۱؛ افسسیان ۱: ۱۳)، از نظر روحانی در مرگ و قیام مسیح شریک هستند. شراکت آنها با قیام مسیح در رومیان ۶: ۴- ۷، اولأ به زندگی قیام کرده و تازه آنها با مسیح و ثانیأ به قیامت بدنهای آنها در آینده اشاره دارد. بر اساس رومیان ۶: ۵ متوجه می شویم که شراکت روحانی در مرگ و دفن مسیح، از شراکت روحانی در قیام او قابل تفکیک نمیباشد. وقتی صحبت از زمان آینده میشود، منظور انجام عملی در آینده نیست بلکه قطعیت حقیقتی در زمان حال میباشد. این حقیقتی قطعی است که مسیحیان در مرگ و دفن مسیح شریک بودهاند و این موضوع به "عادل شمردگی آنها از نظر قانونی" منجر شده است. به همین صورت مسیحیان در قیام مسیح شریک شدهاند و این موضوع منجر به "قداست آنها از نظر اخلاقی" شده است. "عادل شمردگی از نظر قانونی" به این مفهوم است که ایمانداران از جریمه گناهانشان آزاد شده، بخشیده شده، و عادل شمرده شدهاند. "قداست از نظر اخلاقی" به این مفهوم است که ایمانداران از قدرت گناه آزاد شده، دیگر تحت تسلط طبیعت گناهکارشان نیستند و قادرند که در مسیر تقدیس رشد کنند. مرگ عیسی مسیح به عنوان کفاره گناهان، برای عادل شمردگی ایمانداران حائز اهمیت است و قطعأ منجر به عادل شمردگی آنان شده است. به همین طریق، زندگی قیام کرده عیسی مسیح برای داشتن زندگی مقدس لازم است و قطعأ منجر به تقدس ایمانداران میشود. مسیحیان، قطعأ، زمانی که بر روی زمین هستند در شباهت به عیسی، در تقدس رشد خواهند کرد. تمام گفتگوی که در رومیان فصل ۶ مطرح شده است، حول ارتباط ضروری میان عادل شمردگی و تقدس میباشد.
۵- پنجمین نتیجه قیام مسیح
یوحنا ۵: ۲۸- ۲۹؛ فیلیپیان ۳: ۲۰- ۲۱؛ اول قرنتیان ۱۵: ۴۲- ۵۴/
پنجمین نتیجه قیام مسیح این است که قیام او، قیامت بدنهای مسیحیان را در آینده تضمین میکند. قیام عیسی، ضامنی است بر اینکه بدنهای مسیحیان نیز از میان مردگان قیام خواهند کرد. در زمان بازگشت عیسی مسیح، تمام مسیحیانی که مردهاند، قیام کرده و با روحهای ابدی خود یک میشوند. و تمام مسیحیانی که در زمان بازگشت مسیح زنده باشند، در لحظهای متبدل میشوند. بنابراین تمام مسیحیان مانند عیسی مسیح، زندگی پرجلالی در روحها و بدنهای فانی خود خواهند داشت
پنجمین نتیجه قیام مسیح این است که قیام او، قیامت بدنهای مسیحیان را در آینده تضمین میکند. قیام عیسی، ضامنی است بر اینکه بدنهای مسیحیان نیز از میان مردگان قیام خواهند کرد. در زمان بازگشت عیسی مسیح، تمام مسیحیانی که مردهاند، قیام کرده و با روحهای ابدی خود یک میشوند. و تمام مسیحیانی که در زمان بازگشت مسیح زنده باشند، در لحظهای متبدل میشوند. بنابراین تمام مسیحیان مانند عیسی مسیح، زندگی پرجلالی در روحها و بدنهای فانی خود خواهند داشت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر