۱۳۹۵ مرداد ۱۴, پنجشنبه

صاحب روز شَبّات

مَتّی ۱۲:‏۱-‏۸ -‏ مَرقُس ۲:‏۲۳-‏۲۸؛ لوقا ۶:‏۱-‏۵

۱در آن زمان، عیسی در روز شَبّات از میان مزارع گندم می‌گذشت. شاگردان او به علت گرسنگی شروع به چیدن خوشه‌های گندم و خوردن آنها کردند.۲فَریسیان چون این را دیدند به او گفتند: «نگاه کن، شاگردانت کاری انجام می‌دهند که در روز شَبّات جایز نیست.»۳پاسخ داد: «مگر نخوانده‌اید که داوود چه کرد، آنگاه که خود و یارانش گرسنه بودند؟۴به خانۀ خدا درآمد و خود و یارانش نان تقدیمی را خوردند، هرچند خوردن آن برای او و یارانش جایز نبود، زیرا فقط کاهنان بدان مجاز بودند.۵یا مگر در تورات نخوانده‌اید که در روزهای شَبّات، کاهنان در معبد، حرمتِ شَبّات را نگاه نمی‌دارند، و با اینهمه بی‌گناهند؟۶به شما می‌گویم کسی در اینجاست که بزرگتر از معبد است!۷اگر مفهوم این کلام را درک می‌کردید که می‌گوید ”طالب رحمتم، نه قربانی،“ دیگر بی‌گناهان را محکوم نمی‌کردید.۸زیرا پسر‌انسان صاحب شَبّات است.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر