۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

سپاس خداوند را برای مشارکت شما ...

انتظار بسیار برای خداوند کشیده‌ام، و به من مایل شده، فریاد مرا شنید. و مرا از چاه هلاکت برآورد و از گِلِ لجن و پایهایم را بر صخره گذاشته، قدمهایم را مستحکم گردانید.
دوستی زنگ زد امشب برای شام می آییم خونه شما ...
رفتم خرید کردم و مشغول مرتب کردن خانه بودم که این آیه کوبیده شد تو سرم ...
زیرا شما بخوبی می‌دانید که هیچکس زمان بازگشت او را نمی‌داند. «روز خداوند»‌، همچون دزد شب، بی خبر سر می‌رسد....
و آن شریر برای من تکرار میکرد ، تو که نمی توانی خانه خود را برای آمدن یک دوست... آماده نگهداری چگونه می توانی قلب و روح خود را برای آمدن خداوند هر لحظه پاک و منزه بسازی ؟
هر چه خواستم بگویم مکتوب است انگار فکر و زبانم کار نمی کرد
همه جیز زا رها کردم ، آمدم سراغ شما دوستان عزیز ، یکی از دوستان این آیه را پست کرده بود .
زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود ...
شاید هزار بار این آیه را خوانده بودم و شاید برای شما کوچک به نظر آید ، اما گاهی یک آیه می تواند در لحظه سقوط باعث نجات یک ایماندار شود ... سپاس خداوند را برای مشارکت شما ...
هر ایه ایی از کلام خداوند می تواند در زمان لازم باعث نجات ما شود ... آمین
به حضور تو زاری نمودند و رهایی یافتند. به تو پناه آوردند و ناامید نشدند. امّا من کِرم هستم، نه انسان. نزد همه کس خوار و خفیف شده‌ام. هر که مرا می‌بیند مسخره‌ام می‌کند، آنها سر خود را می‌جنبانند. و می‌گویند: «تو به خداوند توکّل کردی، چرا او تو را نجات نمی‌دهد؟ اگر خداوند تو را دوست دارد، چرا به تو کمک نمی‌کند.
اما من ایمان دارم : خداوند نیکو است و در روز تنگی ملجا می‌باشد و متوکلان خود را می‌شناسد
آمین آمین آمین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر