۱۳۹۵ آبان ۹, یکشنبه

مقاومت در برابر شریر

مقاومت در برابر شریر

آیات اصلی
خروج ۲۰: ۱۳ – قتل مکن.
خروج ۲۱: ۱۷، ۲۲: ۱۸-۲۰ – مجازات مرگ برای برخی گناهان مقرر می‌شود.
یوشع ۸: ۱-۸ – خدا بر نابودی توسط جنگ صحه می‌گذارد.
اول سموئیل ۱۵: ۲-۳ - خدا بر مجازات توسط جنگ صحه می‌گذارد.
متی ۵: ۳۸-۴۸ - با شریر مقاومت‌ مكنید بلكه‌ هر كه‌ به‌ رخساره‌ راست‌ تو طپانچه‌ زند، دیگری را نیز به‌سوی او بگردان‌ ... دشمنان خود را محبت نمایید.
لوقا ۶: ۳۰ – هر که از تو سوال کند بدو بده و هر که مال تو را گیرد از وی باز مخواه.
رومیان ۱۳: ۱-۷ – حکومت توسط خدا مستقر شده تا شرارت و بدی را مجازات کند.
اول پطرس ۲: ۱۳-۱۴ – مقامات حکومتی توسط خدا مقرر شده اند تا بدکاران را مجازات کنند.
سوالات
عیسی مسیح به ما تعلیم داد و نشان داد که خدا محبت است. عیسی شریعت عهد عتیق را باطل نساخت (متی ۵: ۱۷). با وجود این، در مقایسه با آنچه شریعت مطرح ساخته بود، تعالیم عیسی عمیق تر و روحانی تر بود. شریعت به رفتار ظاهری افراد توجه داشت، اما عیسی به نیت‌های قلبی انسان توجه داشت. عیسی بر قسمت‌های مختلف شریعت تاکید کرد و با افزودن محبت به دینداری، معیارهای مشکل تری را بدست داد. برای مثال، شریعت قتل را محکوم می‌ساخت؛ اما عیسی خشم و نفرت در قلب انسان را نیز محکوم کرد (متی ۵: ۲۱-۲۲). شریعت زنا را محکوم می‌ساخت؛ اما عیسی شهوت در قلب انسان را نیز محکوم کرد (متی ۵: ۲۷-۲۸). شریعت حکم می‌کرد که محبت خود را از همسایه خود دریغ نداریم؛ اما حکم عیسی این بود که دشمنان خود را نیز محبت نماییم (متی ۵: ۴۳-۴۷). شریعت انتقام بی رحمانه و بی حد و مرز را محکوم می‌ساخت؛ اما عیسی پیروان خود را از هرگونه انتقام بر حذر داشت. او فرمود: «با شریر مقاومت‌ مكنید بلكه‌ هر كه‌ به‌ رخساره‌ راست‌ تو طپانچه‌ زند، دیگری را نیز به‌سوی او بگردان‌، و اگر كسی خواهد با تو دعوا كند و قبای تو را بگیرد، عبای خود را نیز بدو واگذار» (متی ۵: ۳۹-۴۰). و در جای دیگر فرمود: «هرکه‌ از تو سوال‌ کند بدو بده‌ و هر که‌ مال‌ تو را گیرد از وی‌ باز مخواه»‌ (لوقا ۶: ۳۰). همچنین افزود: «لهذا آنچه‌ خواهید كه‌ مردم‌ به‌ شما كنند، شما نیز بدیشان‌ همچنان‌ كنید» (متی ۷: ۱۲، لوقا ۶: ۳۱).
در مورد مقاومت کردن در برابر بدی و شرارت سوالات بسیاری مطرح می‌شود. آیا هرگز نباید در مقابل بدی مقاومت نماییم؟ آیا هرگز نباید در مقابل اشخاصی که اعمال نادرست انجام می‌دهند، به زور متوسل شویم؟ پولس و پطرس می‌گویند که خدا مقامات حکومتی را مقرر داشته تا بدکاران را مجازات کنند و اینکه آنان شمشیر را عبث بر نمی‌دارند. (رومیان ۱۳: ۱-۷؛ اول پطرس ۲: ۱۳-۱۴). آیا به جوامع انسانی و حکومتها نیز حکم شده است که هرگز به خشونت متوسل نشوند و به هیچ بدکاری صدمه نرسانند؟ اگر چنین باشد، پس آیا یک مسیحی می‌تواند پلیس باشد و برای مبارزه با خیانتکاران از باتون واسلحه استفاده کند؟ آیا یک مسیحی می‌تواند در محاکم قضایی قاضی باشد و احکامی در مورد مجازات خاطیان و حتی اعدام آنها صادر کند؟ آیا یک مسیحی می‌تواند جزو نیروهای مسلح کشورش باشد و به هنگام جنگ دست به اسلحه ببرد؟
دیدگاه نخست: هیچگاه نباید در مقابل بدی مقاومت کرد
بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که یک ایماندار در هیچ شرایطی نباید در مقابل اشخاصی که مرتکب اعمال شرارت آمیز می‌شوند، از زور استفاده کند. عیسی از ما خواسته تا او را پیروی کنیم (مرقس ۸: ۳۴-۳۵)؛ او با زندگی‌اش نشان داد که چگونه می‌توان خدمتگزاری فروتن بود (مرقس ۱۰: ۴۲-۴۵). به ما حکم شده که در طریق رنجهای مسیح سلوک کنیم (اول پطرس ۲: ۱۹-۲۴). پولس رسول می‌فرماید که نباید انتقام بگیریم، بلکه باید بدی را با نیکویی مغلوب سازیم (رومیان ۱۲: ۱۷-۲۱؛ اول تسالونیکیان ۵: ۱۵). پطرس رسول نیز همین مطلب را تکرار می‌کند و می‌فرماید که برای اشخاصی که به ما دشنام می‌دهند، برکت بطلبیم (اول پطرس ۳: ۸-۹). این مسیحیان می‌گویند که راه و روش مسیح که همانا محبت به خدا و انسان باشد، اجرای تمامی احکام شریعت را در بر می‌گیرد (متی ۵: ۱۷)؛ این راه و روش گرچه مشکل تر است، اما نسبت به معیارهای شریعت در مرتبه‌ای والاتر قرار دارد. از آنجا که عیسی شریعت عهد عتیق را به «شریعت محبت» تبدیل نمود (رومیان ۱۳: ۱۰)، احکام عتیق دیگر برای مسیحیان لازم الاجرا نیست.
بنابراین، این دسته از مسیحیان معتقدند که پیروان مسیح نمی‌توانند در ارتش خدمت کنند و در جنگها همنوعان خود را نابود سازند. آنان خاطر نشان می‌کنند که منشا جنگ گناه است (یعقوب ۴: ۱-۴) و اینکه «هر که‌ شمشیر گیرد، به‌ شمشیر هلاک‌ گردد» (متی ۲۶: ۵۲). این مسیحیان می‌گویند که در اکثر جنگهای اولیه تاریخ قوم اسرائیل، خود خدا برای این قوم می‌جنگید و قوم اسرائیل نقش تعیین کننده‌ای در این جنگها نداشتند (خروج ۱۴: ۱۳-۱۴، ۲۴-۲۸؛ یوشع ۵: ۱۳-۱۵، ۶: ۱-۵؛ داوران ۴: ۱۴-۱۵، ۷: ۲-۷، ۲۲). جنگهای بعدی این قوم مورد تایید خدا نبود و انبیا آنها را محکوم کرده، به قوم اسرائیل هشدار می‌دادند که بر خدا توکل کنند و نه بر سپاهیانشان (اشعیا ۳۱: ۱-۳؛ زکریا ۴: ۶). حتی در عهد عتیق والاترین معیار خدا برای انسان صریحا این بود که زندگی‌اش در صلح و آرامش سپری شود. برای مثال، خدا درخواست داود برای بنای هیکل را بدین سبب نپذیرفت چون دستان او در جنگ به خون آلوده شده بود (اول تواریخ ۲۸: ۳).
بسیاری از مسیحیان براساس این دیدگاه، معتقدند که مجازات مرگ نیز امری نادرست است. این مسیحیان علاوه بر آیاتی که در مورد مقاومت نکردن در مقابل شرارت وجود دارد (متی ۵: ۳۹)؛ به این ماجرا نیز استناد می‌کنند که عیسی حکم سنگسار شدن در مورد زنی را که در زنا دستگیر شده بود، به مورد اجرا نگذاشت (یوحنا ۸: ۱-۱۱). بنابراین، بسیاری از این مسیحیان معتقدند که یک مسیحی نباید در منصب حکومتی یا در مقام قضاوت قرار بگیرد، زیرا در این حالت او باید برای مجازات بد کاران و مجرمان «شمشیر بر دارد». آنان همچنین معتقدند که یک مسیحی نمی‌تواند جزو نیروهای انتظامی باشد، زیرا در این حالت برای حفاظت جامعه مجبور است به خشونت متوسل شود و حتی شخصی جنایتکار را بکشد. این مسیحیان خاطر نشان می‌سازند که ما شهروندان آسمانیم و نه زمین (فیلیپیان ۳: ۲۰) و خوانده شده ایم تا در صلح و سلامتی زندگی کنیم (عبرانیان ۱۲: ۱۴). اگر چه این مسیحیان از عضویت در مراجع اجرایی حکومت سر باز می‌زنند، اما مطیع آن هستند. برای مثال، آنها مالیات می‌پردازند و برای مقامات کشور خود دعا می‌کنند (مرقس ۱۲: ۱۳-۱۷؛ رومیان ۱۳: ۱-۷؛ اول تیموتائوس ۲: ۱-۲؛ اول پطرس ۲: ۱۳-۱۷).
دیدگاه دوم: فقط آنانی که جزو مقامات اجرایی هستند، باید در برابر بدی و شرارت بایستند
بسیاری از مسیحیان سخنان عیسی را در مورد این مسائل به شکل دیگری تفسیر می‌کنند. این مسیحیان بر این عقیده اند که سخنان عیسی مربوط به زندگی شخصی ایمانداران می‌شود، نه مقامات حکومتی، نیروهای انتظامی و سایر خدمتگزاران کشوری که عهده دار وظایف اجتماعی می‌باشند. از نظر این مسیحیان، اگر ما ایمانداران از برادرمان «برنجیم» یا با فردی مشکلی داشته باشیم، باید طبق فرمایش عیسی، عصبانیت خود را کنار گذارده، با برادر خود «آشتی» کنیم و مسئله خود را با آن شخص حل و فصل کنیم (متی ۵: ۲۲-۲۶). اگر از کسی سیلی خوردیم، نباید با او نزاع کنیم و انتقام بگیریم، بلکه باید با «برگردانیدن روی دیگر خود»، محبت خود را به او نشان دهیم (متی ۵: ۳۸-۴۱). باید به هر کس که از ما چیزی بخواهد یا تقاضای قرض کند، کمک نماییم (متی ۵: ۴۲)، حتی اگر این شخص دشمن ما باشد (لوقا ۶: ۳۵). مطابق این دیدگاه دوم، گفته‌های عیسی فقط به زندگی شخصی مسیحیان مربوط می‌شود.
همچنین این مسیحیان می‌گویند که عیسی این تعالیم را خطاب به اشخاص منفرد، و به مردمی که مسلح نبودند، فرمود. طبق نظر ایشان، عیسی در تعالیم خود، اختلافات روزمرۀ مردم روستایی را مد نظر داشت. مخاطبین عیسی در آن روزگار، کلام او را در مورد ارتش و نیروهای انتظامی مربوط نمی‌دانستند. بر اساس این دیدگاه، مقامات و مسئولان کشوری باید در مقابل بدی و شرارت بایستند. باز طبق این دیدگاه، اگر عملکرد صاحب منصبان نادرست باشد، مسیحیان باید در مقابل ایشان نیز بایستند. در عهد جدید، سه نمونه در مورد ایستادگی در برابر مقامات و صاحب منصبان وجود دارد. مورد نخست به عیسی مربوط می‌شود؛ او هنگامی که هیکل را پاکسازی کرد و میزهای صرافان را واژگون نمود، خشم خود را نسبت به آنان نشان داد و عملا اقدامی قاطع انجام داد، و بدینسان در مقابل بدی و شرارت ایستادگی نمود (یوحنا ۲: ۱۳-۱۶). در مورد دوم نیز عیسی به عمل نگهبانان که بر خلاف عرف دادرسی، به صورت او سیلی زدند، اعتراض کرد (یوحنا ۱۸: ۱۹-۲۳). مورد سوم به پولس مربوط می‌شود. او نیز در مقابل عمل ناحقی که در مورد او اعمال می‌شد، به دادگاهی عالیتر متوسل گردید (اعمال ۲۵: ۱۱). این مسیحیان با اشاره به این نمونه ها، معتقدند که ما نیز باید به همین طریق در برابر شرارت ایستادگی کنیم.
این دسته از مسیحیان، تصدیق می‌کنند که جنگ امری است گناه آلود، اما به گفته پولس در مورد «برداشتن شمشیر» توسط مقامات اشاره می‌کنند و آن را دلیلی بر تایید او به حساب می‌آورند (رومیان ۱۳: ۴). عده‌ای سرباز از یحیای تعمید دهنده پرسیدند که چگونه می‌توانند نشان دهند که واقعا توبه کرده اند؛ او به ایشان فرمود که به مواجب خود قانع باشند، اما نگفت که سپاهی گری را ترک گویند (لوقا ۳: ۱۴). این گروه از مسیحیان، احکام عهد عتیق را به دو دسته تقسیم می‌کنند: در یک سو، مواردی که خدا در عهد عتیق مجاز داشته بود، اما عیسی آنها را منع فرمود، نظیر طلاق (متی ۵: ۳۱) و سوگند (متی ۵: ۳۳)؛ و در سوی دیگر، مواردی که خدا بطور خاص در عهد عتیق امر فرموده بود، و عیسی نیز آنها را منع نکرد، نظیر اجرای مجازات مرگ یا جنگیدن به خاطر هدفی عادلانه (اعداد ۳۱: ۱-۷؛ یوشع بابهای ۶-۸؛ داوران ۴: ۱۴-۱۶، ۷: ۲-۲۲؛ اول سموئیل ۱۵: ۲-۳). یوحنا در رؤیای خود، عیسی را در زمانهای آخر دید که در مقام رهبر جنگاوران می‌آید تا کسانی را که با خدا می‌جنگند، نابود سازد (مکاشفه ۱۹: ۱۱-۱۹). بنابراین، اگر چه این مسیحیان تصدیق می‌کنند که اکثر جنگها ناعادلانه و نادرستند، اما معتقدند برخی جنگها ضروری و «عادلانه»اند. بسیاری از این مسیحیان معتقدند که مجازات مرگ همچنان باید اجرا شود. حتی در عهد جدید، خدا از پطرس استفاده کرد تا مجازات مرگ را در مورد دو نفر که سعی داشتند به خدا دروغ بگویند، اعلام کند (اعمال ۵: ۱-۱۰). آنان معتقدند که جنگ یا مجازات مرگ، اراده کامل خدا نیست، اما خدا برای جلوگیری از برخی بی عدالتیها یا نشان دادن میزان جدیت برخی از گناهان، اجازه وقوع این جنگها را می‌دهد.
در مورد داشتن مقام حکومتی، این مسیحیان به سخن پولس در مورد اطاعت از حکومت و قوانین آن و پرداخت مالیات اشاره می‌کنند (رومیان ۱۳: ۱-۷). اگر چه امپراطور وقت روم، شخصی بود که به شکلی وحشیانه بر مسیحیان ستم روا می‌داشت، اما پولس رسول می‌گوید که حکومتها از جانب خدا مرتب شده اند و مقامات حکومتی خادم خدا هستند (رومیان ۱۳: ۱، ۴، ۶). مامورین اخذ مالیات نیز نباید از شغل خود کناره گیری کنند، بلکه باید مالیاتها را به شیوه‌ای عادلانه جمع آوری نمایند (لوقا ۳: ۱۲-۱۳؛ رومیان ۱۳: ۶-۷). این دسته از مسیحیان معتقدند که بهتر است ایمانداران به نیروهای انتظامی بپیوندند و مناصب حکومتی را بر عهده گیرند تا نیروهای انتظامی و مقامات حکومتی را تشویق کنند که طریق عدالت الهی را پیروی کنند و در صورت لزوم، از خود رحمت و بخشش نشان دهند. آنان می‌گویند مسیحیان باید در حومت «نور» باشند (متی ۱۵: ۱۴-۱۶). اگر چه آنان نباید بجنگند و انتقام گیرند و از منافع خود دفاع کنند، اما به عنوان نیروهای انتظامی و مقامات حکومتی، باید در مجازات خطاکاران بکوشند و از حقوق و منافع ملت دفاع کنند.
دیدگاه سوم: اشخاص منفرد نیز می‌توانند در برابر شرارت ایستادگی کنند
گروهی سوم از مسیحیان بر این عقیده اند که هر مسیحی می‌تواند در برابر شرارت ایستادگی کند، و در صورت نیاز، در مقابل آن به خشونت نیز متوسل شود. این مسیحیان معتقدند هنگامی که عیسی در مورد عدم ایستادگی در برابر خشونت تعلیم می‌داد، منظورش این نبود که این تعالیم باید در همه وضعیتها به کار گرفته شوند. اینان می‌گویند که شنوندگان عیسی خودشان می‌توانستند تشخیص دهند که تعالیم مسیح به کدام استثناهای بدیهی و آشکار مربوط نمی‌شد، و نیازی نبود که عیسی آنها را گوشزد کند. برای مثال، اگر شخصی مست سعی کند فردی بی گناه را بکشد، آن شخص بی گناه باید به هر طریق ممکن در برابر او مقاومت کند. همچنین می‌گویند که در مورد تربیت کودکان نیز باید بسیار مراقب بود تا آنها بی بند و بار، بار نیایند و اینکه والدین نباید در مقابل خواسته‌های بی مورد و غیر ضروری ایشان تسلیم شوند. طبق این دیدگاه، مسیحیان باید در مقابل شرارت‌ها و ناراستی‌هایی از این دست، ایستادگی کنند. باز مطابق این دیدگاه، مسیحیان باید در برابر خشونت‌های جنایت آمیز مقاومت کنند، حتی وقتی منافع شخصی شان در میان باشد. پیروان این دیدگاه بر این عقیده اند که عیسی در بیابان برخی از تعالیمش، از صنعت مبالغه استفاده کرده تا مقصودش روشنتر و موکدتر انتقال یابد؛ اما منظورش این نبود که مردم سخنانش را به طور تحت اللفظی بپذیرند. برای مثال، اگر متی ۵: ۲۹-۳۰ را بطور تحت اللفظی در نظر بگیریم، چه خواهد شد؟ آنان به این موضوع اشاره می‌کنند که علمای مذهبی زمان عیسی از چنین مبالغه‌هایی به فراوانی استفاده می‌کردند. آنان این موضوع را می‌پذیرند که مسیحیان حتی هنگامی که به معارضه جویی خوانده می‌شوند، نباید بجنگند یا نزاع کنند (متی ۵: ۳۹)، اما معتقدند اگر کسی تلاش کند آسیبی جدی به ما وارد سازد یا بخواهد ما را بکشد، ما این اجازه را داریم تا برای نجات خویش در مقابل او بایستیم. آنان با این نظر موافقند که مسیحیان باید نسبت به دشمنانشان مهربان باشند و باید با سخاوت نیاز واقعی محتاجان را تامین نمایند (متی ۵: ۴۳-۴۴، لوقا ۶: ۳۰-۳۶). اما معنقدند که اگر کسی واقعا در نیاز نبود و چیزی از ما خواست، یا اگر شخصی خواست دارایی مان را بدزدد، نباید مایملک خود را به او واگذاریم.
این مسیحیان، تمامی استدلالات دیدگاه دوم را در مورد عضویت در نیروهای انتظامی، ارتش و حکومت که کمی پیشتر مطرح شد، می‌پذیرند. آنها معتقدند عضویت در این سمت‌ها و مشاغل نه تنها اشکالی ندارد، بلکه حتی می‌تواند اراده خدا نیز باشد.
برخی از مسیحیان ممکن است مفاهیمی را از میان هر سه دیدگاه بپذیرند. یک ایماندار فقط زمانی می‌تواند راه خویشتن را برگزیند که کل کتاب مقدس را مطالعه کرده و با کمک روح‌القدس، در مورد مطالب آن به اندازه کافی تفکر و دعا نموده باشد. در طول تاریخ کلیسا، مسیحیان بالغ، در مورد این سوالات با هم اختلاف نظر داشته اند. کتاب مقدس پاسخهای روشنی به این سوالات نمی‌دهد. ما هر دیدگاهی که داشته باشیم، نباید فرد دیگری را که دیدگاهش با ما متفاوت است، محکوم کنیم و یا در مورد این موضوعات با او جنگ و جدال کنیم.
واکنش در برابر جفا
مسئله دیگری که به شکلی به موضوع ایستادگی در برابر شریر مربوط می‌شود، مسئله جفای ایمانداران است. جفا یعنی رنج و زحمتی که ما به خاطر اعمال نیکویمان یا به خاطر ایمانمان به عیسای مسیح متحمل می‌شویم (متی ۵: ۱۰-۱۱؛ لوقا ۶: ۲۲؛ اول پطرس ۲: ۲۰). عهد جدید تعلیم می‌دهد که همه مسیحیان به شکلی تحت جفا هستند (مرقس ۱۳: ۹؛ لوقا ۲۱: ۱۲؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۲). عیسی همچنین به ما تعلیم داد که به عنوان مسیحی چگونه در برابر جفا واکنش نشان دهیم. او گفت که ترسان نباشیم (متی ۱۰: ۲۶)، بلکه شادی نماییم (متی ۵: ۱۰-۱۲). پولس رسول می‌گوید که او به هنگام جفا شادی می‌کند زیرا در این حالت است که می‌تواند از فیض خدا بهره مند شود، فیضی که همواره او را کافی است تا او قادر گردد همه چیز را متحمل شود (دوم قرنتیان ۱۲: ۷-۱۰). با وجود این، عیسی می‌فرماید که مثل مارها هوشیار و برحذر باشیم (متی ۱۰: ۱۶-۱۷).
خداوند ما عیسای مسیح به ما تعلیم داده که برای کسانی که بر ما جفا می‌کنند، برکت بطلبیم و لعن نکنیم (رومیان ۱۲: ۱۴)، و آنان رامحبت کرده، برایشان دعای خیر نماییم (متی ۵: ۴۴). او فرمود که وقتی ما را به زندان یا دادگاه یا به حضور مقامات حکومتی می‌برند، نگران نباشیم که چه بگوییم زیرا در آن زمان، روح‌القدس به ما تعلیم خواهد داد که چه بگوییم (مرقس ۱۳: ۹-۱۱؛ لوقا ۲۱: ۱۲-۱۹).
طبق تعلیم خداوند ما عیسی مسیح، ما نباید به هنگام تحمل جفا و آزارها در راه ایمانمان، دست به مبارزه بزنیم. عیسی پیش از دستگیری خود، به شاگردانش فرمود که شمشیر تهیه کنند (لوقا ۲۲: ۳۵-۳۸)، اما به ایشان اجازه نداد تا برای دفاع از او از شمشیرهایشان استفاده کنند (لوقا ۲۲: ۵۱)، بلکه بدیشان هشدار داد که کسانی که شمشیر بر می‌دارند، با شمشیر نیز کشته خواهند شد (متی ۲۶: ۵۲). بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که ایماندارانی که به خاطر ایمانشان به عیسی تحت آزار و جفا هستند، هرگز نباید به طرق خشونت آمیز متوسل شوند.
خلاصه
نظر ما در مورد تعالیم عیسی هر چه باشد، همه مسیحیان در این مورد اتفاق نظر دارند که تا آنجا که می‌توانیم، باید با همه مردم در صلح و آرامش زندگی کنیم (عبرانیان ۱۲: ۱۴). همه ما به آینده می‌نگریم، یعنی به زمانی که ملکوت خداوند بر زمین مستقر خواهد شد و ملتها شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزه‌های خویش را برای اره‌ها خواهند شکست و امتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت (اشعیا ۲: ۴؛ میکا ۴: ۳)؛ و نیز اگر ممکن است بقدر قوه خود با جمیع خلق به صلح بکوشید(رومیان ۱۲: ۱۸).

اهمیت قیام عیسی مسیح برای ما


اهمیت قیام عیسی مسیح برای ما
هیچ پیامبری که در طول تاریخ وجود داشته یا ادعای پیامبری کرده است، تا به حال از میان مردگان قیام نکرده است. تمام پیامبران مذاهب دیگر کماکان در قبر خود آرامیده‌اند. عیسی مسیح، تنها انسانی است که از میان مردگان برخاسته و زنده است. این موضوع اثبات کننده این حقیقت است که عیسی مسیح بزرگترین پیامبر تمام اعصار می‌باشد. قیام او ثابت کننده این حقیقت است که خدا مرگ او را به عنوان کفاره‌ای برای گناهان بشر قبول کرده و از تمام ادعاهای او را تأئید کرده است. قیام عیسی مسیح تجلی قابل رؤیت مقام پرجلال او، شاهدی بر معتبر بودن تمام ادعاهای او، و اعلام قوی و مؤثر حقیقی بودن تمام تعالیم او می باشد.
۱- اولین نتیجه قیام مسیح
فیلیپیان ۲: ۵-۱۱؛ اول قرنتیان ۱۵: ۴۲- ۴۶؛ رومیان ۱: ۳-۴/
اولین نتیجه قیام و جلال یافتن مسیح در رفیع‌ترین جایگاه در عالم هستی، این حقیقت را آشکار کرد که خدای پدر کار تکمیل شده نجات توسط مسیح را قبول کرده است. چون عیسی مسیح خود را فروتن ساخته تا به موت صلیب مطیع گردید، از این جهت خدا نیز او را به غایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامهاست بدو بخشید تا به نام او هر زانویی خم شود.
الف) طبیعت انسانی عیسی مسیح قبل و پس از قیامش
رومیان ۱: ۳-۴ تعلیم می‌دهد که این جایگاه رفیع عیسی مسیح چه خصوصیاتی داشت. جهت درک رومیان ۱ :‌۲- ۴، بیان ساده زیر از همین آیات به ما کمک خواهد کرد: "انجیل خدا مربوط است به پسر ابدی خدا در دو مرحله زمانی از طبیعت انسانی او: پیش و پس از قیامش".
۱) طبیعت انسانی او پیش از قیامش. پسر ابدی خدا به دنیا آمد. این بدان معنی است که او بدون کنار گذاشتن طبیعت الهی‌اش، طبیعتی انسانی بر خود گرفت. این عمل "تجسم یا حقیر شدن" خوانده می‌شود. به خاطر اینکه عیسی از نسل داود بود، طبیعت انسانی او به صورت بدنی با تمام ضعفهای انسانی نمایانگر شد.
۲) طبیعت انسانی او پس از قیامش. پسر ابدی خدا در مقام "پسر قدرتمند خدا" مقرر شد. این را "وضعیت جلال‌یافته او" می‌نامند. به دلیل قیام عیسی از مردگان، وجه مشخصه این بعد از طبیعت انسانی او، "روح کامل قدوسیت" بوده است . مقرر گشتن او در مقام "پسر قدرتمند خدا"، همچنین به خداوندی او اشاره دارد، که وجه مشخصه آن قدرت کامل روح‌القدس می‌باشد. بنابراین او "عیسی مسیح خداوند ما" نامیده می‌شود.
ب) تناقض موجود میان رومیان ۱: ۳ و ۱: ۴/
این تناقض میان طبیعت انسانی و الهی مسیح نیست، زیرا عیسی مسیح به طور ابدی پسر خدا و دارای طبیعت الهی می‌باشد. آیه ۳ بازگوکننده این حقیقت است که انجیل خدا در رابطه با "پسر" می‌باشد. اصطلاح "پسر" در این آیه اشاره به طبیعت الهی و ابدی عیسی می‌کند که قبل از تجسم، به‌هنگام قیام و پس از قیامش آن را دارا بوده است. تقابل موجود میان آیات ۳ و ۴ بیشتر میان دو عنصر موجود بین طبیعت انسانی او، یکی پس از تولد و دیگری پس از قیامش می‌باشند. در هر دو برهه از زمان، این دو عنصر طبیعت انسانی او، قابل تفکیک از طبیعت الهی او نمی‌باشند. تضاد موجود، میان "پست و حقیر بودن " طبیعت انسانی عیسی پس از تولد، و "جلال یافتن " این طبیعت پس از قیام او از میان مردگان می‌باشد. آیه‌ ۳ توصیف‌کننده جایگاهی است که عیسی در زمان تولدش داشت، در حالیکه آیه‌ ۴ بیانگر جایگاهی است که در نتیجه‌ قیام از مردگان آن را کسب کرد.
۱) در آیه ۳، عیسی مسیح به عنوان پسر خدا به تصویر کشیده شده است که با تولدش طبیعت انسانی بر خود گرفت. اولین بُعد تجسم مسیح، بین تولد و قیامش می‌باشد که مؤکد این حقیقت است که عیسی مسیح کاملأ‌ انسان و دارای بدنی جسمانی بود. واقعه تاریخی تولد عیسی، بیانگر این موضوع است که او از نظر تاریخی از نسل داود و از قبیله یهودا بود که زیر شریعت یهود، و از یک باکره به دنیا آمد. او از طریق تولدش، به طور کامل طبیعت انسانی را مشابه طبیعت انسانی یک انسان سقوط کرده بر خود گرفت، با این تفاوت که او مانند دیگر انسانها مرتکب گناه نشد. طبیعت انسانی عیسی، نه به دلیل اینکه در او گناهی بود، بلکه به خاطر گناهان بشر خطاکار و اینکه به خاطر گناهان آنها بر روی صلیب مصلوب می‌شد، طبیعتی ضعیف و ناتوان بود.
۲) در آیه ۴، عیسی مسیح به عنوان پسر ابدی خدا به تصویر کشیده شده است که توسط قیامش در جایگاه رفیع خداوندی قرار گرفت. دومین بُعد تجسم مسیح، پس از قیامش بود، که وجه مشخصه آن، "روح بودن آن" به طور کامل (روح قدوسیت به مفهوم روح‌القدس است) می‌باشد. واقعه تاریخی قیام مسیح، او را از نظر شرایط تاریخی و ابدی، درجایگاهی قرار داد که کاملأ تحت تسلط روح‌القدس بود. عیسی مسیح به‌واسطه قیامش، طبیعت انسانی ضعیف خود را کنار گذاشته، با گناه و مرگ قطع رابطه کرد. از آن زمان به بعد طبیعت انسانی او تغییر شکل یافته، به طور کامل تحت کنترل روح‌القدس قرار گرفته و با او یک شده است. به همین دلیل است که در دوم قرنتیان ۳: ۱۷ نوشته شده است، "خداوند (مسیح) روح است." در اول قرنتیان ۱۵:‌ ۴۶، مسیح، "روح حیات‌بخش" نامیده شده است. به همین ترتیب، در رومیان ۱: ۴، وجه مشخصه طبیعتِ قیام کرده انسانی او، "روح قدوسیت" می‌باشد. او پیروزمندانه در جایگاه و مقام قدرتمندی قرار گرفت، به طوری که ورای تمام آن چیزهایی بود که در زمان تجسم او بر زمین به خاطر محدودیتهای طبیعت انسانی‌اش به او نسبت داده شده بود (متی ۲۸: ۱۸). پس از قیام، طبیعت انسانی عیسی مسیح، خداوندی کاملِ قدرت روح‌القدس می‌باشد.
۲- دومین نتیجه قیام مسیح
یوحنا ۲: ۱۸- ۲۲؛ مرقس ۱۴: ۵۷- ۵۸/
نتیجه دوم قیام مسیح این بود که عیسی معبدی جدید با نظام جدید پرستشی، بنیان گذاشت. این معبد، کلیسا است که در آن خدای پدر در روح و راستی پرستش می‌شود.
یوحنا ۲: ۱۸- ۲۲ مرگ عیسی تفسیر و تعبیر می‌کند؛ این تفسیر در قالب موضوع خراب شدن معبد زمان عهد عتیق با تمام مراسم و آیینهای آن صورت می‌گیرد؛ همین آیه‌ها قیام عیسی را در رابطه با ساختن معبدی جدید با پرستش مخصوص به آن بررسی می‌کند.
الف) تصویر و مفهوم آن
مفهوم عیسی از این جمله چه بود: "این قدس (معبد) را خراب کنید و من در سه روز آن را بر پا خواهم نمود"؟ این جمله تصویری است در عهدجدید در رابطه با مرگ و قیام مسیح. عیسی مسیح بیش از سه سال قبل از مصلوب شدن و قیامش، این نبوتِ مهم را در رابطه با مرگ و قیامش کرد. این نبوت به شکل یک معما بود، زیرا کلمات موجود در آن هر کدام دارای دو مفهوم بودند. کلمه "معبد" ممکن است هم اشاره به "معبد ساخته شده به سنگها" در اورشلیم، و هم اشاره به " معبد بدن" داشته باشد. کلمه "خراب کردن" می تواند هم اشاره به "در هم کوبیدن " ساختمان، و هم اشاره به "از بین بردن " بدن داشته باشد . و کلمه "برپا نمودن" ممکن است هم اشاره به "بنای مجدد" یک ساختمان، و هم اشاره به "قیام" بدن بکند.
پس مفهوم تمام این جمله بدین صورت است: "اگر چه توسط مصلوب کردن من، شما یهودیان معبد بدن مرا از بین می برید، من در سه روز قیام خواهم کرد. و اگر چه در نتیجه کشتن من، شما همچنین معبدهای سنگی خود و تمام آیینهای مذهبی مربوط به آن را در هم می کوبید، من با قیام خود معبدی جدید با شیوه‌های جدید پرستش بنا خواهم کرد. منظور عیسی بنای کلیسا بود که در آن خدای پدر در روح و راستی پرستش خواهد شد (یوحنا ۴: ۲۳- ۲۴).
ب) تصویر نمی‌تواند جدا از تحقق خود باشد.
در اصطلاح الهیاتی، "نمونه نمی‌تواند از اصل خود جدا باشد". نمونه یعنی شخص، واقعه یا چیزی که به عنوان یک تصویر عمل می‌کند. در واقع نمونه، تصویر واقعه‌ای در آینده می‌باشد، که اصل نامیده می‌شود. خیمه یا معبد اسرائیل، به عنوان مکانی که خدا در آن سکونت می کرد، یک تصویر می‌باشد. و بدن عیسی که به مفهومی برتر، محل سکونت خدا می‌باشد، تحقق این تصویر می باشد (یوحنا ۱: ۱، ۱۸؛ ۱۴: ۹-۱۰؛ کولسیان ۱: ۱۵؛ ۲: ۹). بنابراین هر کس که بدن عیسی مسیح را رد کند یا آن را تخریب نماید، معبد اورشلیم را با تمام سیستم پرستشی آن تخریب خواهد کرد.
هنگامی که عیسی مسیح مصلوب شد، ساختمان معبد و تمام سیستم پرستشی آن دیگر مفهوم خود را از دست داد. به همین دلیل است که وقتی که عیسی بر روی صلیب مرد، پرده معبد از میان شکافت (متی ۲۷: ۵۱). بر اساس این واقعه، پس از قیام مسیح، مسیحیان موعظه کرده، می‌گفتند که ساختمان معبد دیگر هیچ نوع عملکردی ندارد (اعمال ۲: ۴۸-۵۰؛ ۱۷: ۲۴-۲۵). در سال ۷۰ میلادی، جنایت وخیم مصلوب کردن عیسی، منجر به خرابی اورشلیم و معبد سنگی آن شد (لوقا ۱۹: ۴۱-۴۴). از زمان مرگ عیسی، ایمانداران یهودی و غیریهودی قادر بوده‌اند که به طور مستقیم با خدای پدر، توسط فرزندش عیسی مسیح، ارتباط داشته باشند (افسسیان ۲: ۱۸؛‌ ۳: ۱۲).
پ) قیام بدن عیسی مسیح دلالت بر بنای کلیسا دارد.
در زمان محاکمه عیسی، سخنان او به‌طور تحت‌اللفظی مورد تعبیر قرار گرفت و شاهدان تصور کردند که منظور عیسی، ویرانی معبد اورشلیم و بنای معبدی جدید در اورشلیم بوده است، به همین جهت شهادتی که بر علیه او در این رابطه داده شد، شهادتی دروغ بود. در واقع منظور عیسی، بنای "معبدی جدید بود که به دست انسانها ساخته نمی‌شود" (مرقس ۱۴: ۵۸) و با سنگ و مصالح فیزیکی بنا نمی‌گردد. این "معبدِ دیگر" اشاره به کلیسا دارد که متشکل از انسانها (و نه ساختمانهای کلیسا) می‌باشد. در عهد جدید، کلیسا یا بدن ایمانداران به عنوان معبد خدا در نظر گرفته شده است (اول قرنتیان ۳: ۱۶-۱۷؛ دوم قرنتیان ۶: ۱۶؛ ۲ تسالونیکیان ۲: ۴؛ ۱ پطرس ۲: ۴- ۱۰). کلیسا یا معبد عهدجدید، مکانی است که خدا توسط روحش در آن ساکن می‌باشد (افسسیان ۲: ۲۱- ۲۲). و سنگهای زنده‌ای که توسط آنها معبد عهدجدید بنا شده است، مسیحیان از تمام ملل می‌باشند (اول پطرس ۲: ۹- ۱۰).
ت) مردم متوجه نشدند که این تصویر اشاره به معبد اورشلیم داشته و تحقق آن مربوط به قیام عیسی بود.
یهودیان در یوحنا فصل ۲، تنها شاهد معبد سنگی اورشلیم بودند که بنای آن به مدت ۴۶ سال به طول انجامیده بود. اگر کلام را با قلبی با ایمان مطالعه کرده بودند، متوجه می‌شدند که معبد اورشلیم، با وسایل و مراسم آن، صرفأ تصویری (نمونه‌ای) بود که به زودی خراب می‌شد. قسمتهای دیگر عهدعتیق بیانگر این حقیقت هستند که ساختمانِ معبدی که در عهدعتیق وجود داشت، به همراه تابوت عهد و قربانیهای آن، تمامأ موقتی بودند.
۱) اول پادشاهان ۸: ۲۷ و ۲ تواریخ ۲: ۵- ۶ به وضوح تعلیم می‌دهند که خدای زنده که خالق جهان است، در معبد ساخته شده به دست انسانها ساکن نمی‌شود. به همین دلیل است که استیفان و پولس تعلیم دادند : "خدایی که جهان را و هر آنچه که در آن است آفرید، چونکه او مالک آسمان و زمین است، در هیکلهای ساخته شده به دستها ساکن نمی‌باشد" (اعمال ۷: ۴۸- ۴۹؛ ۱۷: ۲۴- ۲۵).
۲) در ارمیا ۳: ۱۶، ارمیا نبوت کرد که تابوت عهد دیگر ذکر نشده، به یاد مردم آورده نخواهد شد و بار دیگر ساخته نخواهد شد.
۳) عبرانیان ۱۰: ۵- ۷ نقل قولی از مزمور ۴۰: ۶- ۷، بر اساس عهدعتیق یونانی می‌باشد. این قسمت می‌فرماید، : "تو قربانی و هدیه را نخواستی، بلکه جسدی برای من مهیا ساختی. به قربانی سوختنی و قربانیهای گناه رغبت نداشتی. آنگاه گفتم، اینک می‌آیم تا اراده تو را ای خدا به جا آورم." این قسمت تعلیم می‌دهد که مرگ عیسی مسیح، تحقق قربانیهای عهد عتیق بود.
نه تنها یهودیان، بلکه شاگردان عیسی نیز متوجه نبودند که "معبدی" که عیسی در مورد آن در یوحنا فصل ۲ سخن می‌گفت، معبدِ بدن خود بود. آنها مفهوم روحانی سخنان عیسی را فقط زمانی درک کردند که او در روز سوم پس از مرگش قیام فرمود.
۳- سومین نتیجه قیام مسیح
متی ۲۸: ۱۸؛ یوحنا ۱۳: ۳؛ افسسیان ۱: ۲۰- ۲۳؛ فیلیپیان ۲: ۸- ۱۱؛ اول پطرس ۳: ۲۱- ۲۲/
نتیجه سوم قیام مسیح این است که مسیح جهان را در جهت منفعت کلیسا فرمانروایی می‌کند.
عیسی مسیح قیام کرد و الآن در دست راست خدای پدر نشسته است تا هم بر جهان و هم بر کلیسای روی زمین فرمانروایی کند. خدا همه چیز را زیر پایهای او قرار داد. و او را مقرر کرد تا حاکم و فرمانروا بر هر مقام و موقعیتی در تاریخ، در هر برهه از زمان باشد. تمام فرشتگان آسمان و تمامی ریاسات و قدرتهای روی زمین تحت حاکمیت او هستند. او سر کلیسا و حاکم بر تمام جهان می‌باشد. او قادر است تمام اتفاقات جهان و وقایع مربوط به تاریخِ آن را طوری هدایت کند که در جهت منفعت کلیسا خدمت کنند. عیسی مسیح که خداوندِ قیام کرده است، "پادشاه پادشاهان" و "خداوند خداوندان" می‌باشد. هیچ اتفاقی بر روی زمین، خارج از کنترل و اجازه او به وقوع نمی‌پیوندد.
۴- چهارمین نتیجه قیام مسیح
رومیان ۶: ۴-۷/
چهارمین نتیجه‌ قیام مسیح این است که او در زمان حاضر، به مسیحیان حیاتی جدید و تقدیس شده، عطا می‌کند.
ایمانداران، به وسیله ایمان (رومیان ۵:‌۱؛ افسسیان ۱:‌ ۱۳)، از نظر روحانی در مرگ و قیام مسیح شریک هستند. شراکت آنها با قیام مسیح در رومیان ۶: ۴- ۷، اولأ به زندگی قیام کرده و تازه آنها با مسیح و ثانیأ به قیامت بدنهای آنها در آینده اشاره دارد. بر اساس رومیان ۶: ۵ متوجه می شویم که شراکت روحانی در مرگ و دفن مسیح، از شراکت روحانی در قیام او قابل تفکیک نمی‌باشد. وقتی صحبت از زمان آینده می‌شود، منظور انجام عملی در آینده نیست بلکه قطعیت حقیقتی در زمان حال می‌باشد. این حقیقتی قطعی است که مسیحیان در مرگ و دفن مسیح شریک بوده‌اند و این موضوع به "عادل شمردگی آنها از نظر قانونی" منجر شده است. به همین صورت مسیحیان در قیام مسیح شریک شده‌اند و این موضوع منجر به "قداست آنها از نظر اخلاقی" شده است. "عادل شمردگی از نظر قانونی" به این مفهوم است که ایمانداران از جریمه‌ گناهانشان آزاد شده‌، بخشیده شده، و عادل شمرده شده‌اند. "قداست از نظر اخلاقی" به این مفهوم است که ایمانداران از قدرت گناه آزاد شده، دیگر تحت تسلط طبیعت گناهکارشان نیستند و قادرند که در مسیر تقدیس رشد کنند. مرگ عیسی مسیح به عنوان کفاره گناهان، برای عادل شمردگی ایمانداران حائز اهمیت است و قطعأ‌ منجر به عادل شمردگی آنان شده است. به همین طریق، زندگی قیام کرده‌ عیسی مسیح برای داشتن زندگی مقدس لازم است و قطعأ منجر به تقدس ایمانداران می‌شود. مسیحیان، قطعأ، زمانی که بر روی زمین هستند در شباهت به عیسی، در تقدس رشد خواهند کرد. تمام گفتگوی که در رومیان فصل ۶ مطرح شده است، حول ارتباط ضروری میان عادل شمردگی و تقدس می‌باشد.
۵- پنجمین نتیجه قیام مسیح
یوحنا ۵: ۲۸- ۲۹؛ فیلیپیان ۳: ۲۰- ۲۱؛ اول قرنتیان ۱۵: ۴۲- ۵۴/
پنجمین نتیجه قیام مسیح این است که قیام او، قیامت بدنهای مسیحیان را در آینده تضمین می‌کند. قیام عیسی، ضامنی است بر اینکه بدنهای مسیحیان نیز از میان مردگان قیام خواهند کرد. در زمان بازگشت عیسی مسیح، تمام مسیحیانی که مرده‌اند، قیام کرده و با روحهای ابدی خود یک می‌شوند. و تمام مسیحیانی که در زمان بازگشت مسیح زنده باشند، در لحظه‌ای متبدل می‌شوند. بنابراین تمام مسیحیان مانند عیسی مسیح، زندگی پرجلالی در روحها و بدنهای فانی خود خواهند داشت

مزایای حکمت

مزایای حکمت
1 ای‌ پسرانم‌، به‌ نصیحت‌ پدر خود گوش‌ دهید و به‌ آن‌ توجه‌ کنید تا دانا شوید.
2 پندهای‌ من‌ مفید است‌؛ آنها را به‌ خاطر بسپارید.
3 من‌ هم‌ زمانی‌ جوان‌ بودم‌؛ پدری‌ داشتم‌ و تنها فرزند عزیز مادرم‌ بودم‌.
4 پدرم‌ به‌ من‌ پند می‌داد و می‌گفت‌: «اگر حرفهای‌ مرا بشنوی‌ و به‌ آنها عمل‌ کنی‌، زنده‌ خواهی‌ ماند.
5 حکمت‌ و بصیرت‌ کسب‌ کن‌. سخنان‌ مرا فراموش‌ نکن‌ و از آنها منحرف‌ نشو.
6 حکمت‌ را ترک‌ نکن‌، زیرا از تو حمایت‌ خواهد کرد. آن‌ را دوست‌ بدار که‌ از تو محافظت‌ خواهد نمود.
7 حکمت‌ از هر چیزی‌ بهتر است‌؛ به‌ هر قیمتی‌ شده‌ آن‌ را به‌ دست‌ بیاور.
8 اگر برای‌ حکمت‌ ارزش‌ قایل‌ شوی‌، او نیز تو را سربلند خواهد نمود. اگر حکمت‌ را در آغوش‌ بگیری‌ او به‌ تو عزت‌ خواهد بخشید
9 و تاج‌ عزت‌ و افتخار بر سرت‌ خواهد نهاد.»
10 پسرم‌ به‌ من‌ گوش‌ کن‌ و آنچه‌ به‌ تو می‌گویم‌ بپذیر تا عمری‌ طولانی‌ داشته‌ باشی‌.
11 من‌ به‌ تو حکمت‌ آموختم‌ و تو را بسوی‌ راستی‌ هدایت‌ نمودم‌.
12 وقتی‌ راه‌ روی‌ مانعی‌ بر سر راهت‌ نخواهد بود و چون‌ بدوی‌ پایت‌ نخواهد لغزید.
13 آنچه‌ را که‌ آموخته‌ای‌ حفظ‌ کن‌ و آن‌ را از دست‌ نده‌؛ آن‌ را نگه‌دار، زیرا حیات‌ توست‌.
14 به‌ راه‌ بدکاران‌ نرو و از روش‌ گناهکاران‌ پیروی‌ ننما.
15 از آنها دوری‌ کن‌ و روی‌ خود را از آنان‌ بگردان‌ و به‌ راه‌ خود برو؛
16 زیرا ایشان‌ تا بدی‌ نکنند نمی‌خوابند و تا باعث‌ لغزش‌ و سقوط‌ کسی‌ نشوند آرام‌ نمی‌گیرند.
17 خوراک‌ آنها ظلم‌ و شرارت‌ است‌.
18 راه‌ درستکاران‌ مانند سپیده‌ صبح‌ است‌ که رفته‌رفته‌ روشنتر می‌شود تا سرانجام‌ به‌ روشنایی‌ کامل‌ روز تبدیل‌ می‌گردد،
19 اما راه‌ بدکاران‌ مثل‌ سیاهی‌ شب‌ است‌. بدکاران‌ می‌افتند ونمی‌دانند چه‌ چیز باعث‌ افتادنشان‌ شده‌ است‌.
20 ای‌ پسرم‌، به‌ آنچه‌ که‌ به‌ تو می‌گویم‌ بدقت‌ گوش‌ بده‌.
21 سخنان‌ مرا از نظر دور ندار، بلکه‌ آنها را در دل‌ خود حفظ‌ کن‌،
22 زیرا سخنان‌ من‌ به‌ شنونده‌ حیات‌ و سلامتی‌ کامل‌ می‌بخشد.
23 مواظب‌ افکارت‌ باش‌، زیرا زندگی‌ انسان‌ از افکارش‌ شکل‌ می‌گیرد.
24 دروغ‌ و ناراستی‌ را از دهان‌ خود دور کن‌.
25 چشمان‌ خود را به‌ هدف‌ بدوز و به‌ اطراف‌ توجه‌ نکن‌.
26 مواظب‌ راهی‌ که‌ در آن‌ قدم‌ می‌گذاری‌ باش‌. همیشه‌ در راه‌ راست‌ گام‌ بردار تا در امان‌ باشی‌.
27 از راه‌ راست‌ منحرف‌ نشو و خود را از بدی‌ دور نگه‌دار.
امثال ۳: ۵
با تمام دل خود بر خداوند توکل کن، و بر عقل خویش تکیه منما.


PROVERBS 3:5
Trust in the LORD with all your heart, and do not lean on your own understanding.


ORDSPRÅKSBOKEN 3:5
Förtrösta på HERREN av hela ditt hjärta, förlita dig inte på ditt förstånd.

سیامک و باقر نمازی، هر یک به ۱۰ سال زندان محکوم شدند

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه ایران اعلام کرد که سیامک نمازی و پدر او، باقر نمازی، شهروندان ایرانی آمریکایی که در ایران در بازداشت به سر می بردند، هر یک به ۱۰ سال زندان محکوم شدند.
محکومیت سیامک و باقر نمازی به اتهام «همکاری با دولت متخاصم آمریکا» صورت گرفته است.
به نوشته این خبرگزاری، دو متهم دیگر نیز به همین اتهام هر یک به ۱۰ سال زندان محکوم شده اند.

شفای جذامی


شفای جذامی
متی ۸: ۱ـ۴
۱ وقتی عیسی از كوه پایین آمد جمعیّت زیادی پشت سر او حركت كرد. ۲در این هنگام یک نفر جذامی به او نزدیک شد و پیش او به خاک افتاده گفت: «ای آقا، اگر بخواهی می‌توانی مرا پاک سازی.» ۳عیسی دست خود را دراز كرده او را لمس نمود و گفت: «البتّه می‌خواهم، پاک شو.» و فوراً ‌آن مرد از جذام خود شفا یافت. ۴آنگاه عیسی به او فرمود: «مواظب باش كه چیزی به کسی نگویی، بلكه برو و خودت را به كاهن نشان بده و به‌خاطر شفای خود هدیه‌ای را كه موسی مقرّر كرده است تقدیم كن تا آنها شفای تو را تصدیق نمایند.»


مرقس ۱: ۴۰ـ۴۵ :
۴۰یک نفر جذامی نزد عیسی آمد، زانو زد و تقاضای كمک كرد و گفت: «اگر بخواهی می‌توانی مرا پاک سازی.» ۴۱دل عیسی به حال او سوخت، دست خود را دراز كرد، او را لمس نمود و فرمود: «البتّه می‌خواهم، پاک شو.» ۴۲فوراً جذامش برطرف شد و پاک گشت. ۴۳بعد عیسی درحالی‌که او را مرخّص می‌کرد با تأكید فراوان ۴۴به او فرمود: «مواظب باش به كسی چیزی نگویی، بلكه برو خود را به كاهن نشان بده و به‌خاطر اینكه پاک شده‌ای قربانی‌ای را كه موسی حكم كرده، تقدیم كن تا برای شفای تو شهادتی باشد.» ۴۵امّا آن مرد رفت و این خبر را در همه‌جا منتشر كرد. به طوری که عیسی دیگر نمی‌توانست آشكارا وارد شهر بشود. بلكه در جاهای خلوت شهر می‌ماند و مردم از همه طرف نزد او می‌رفتند.
لوقا ۵: ۱۲ـ۱۶ :
۱۲روزی عیسی در شهری بود، از قضا مردی جذامی در آنجا حضور داشت. وقتی آن جذامی عیسی را دید به پای او افتاد و از او كمک خواسته گفت: «ای آقا، اگر بخواهی می‌توانی مرا پاک كنی.» ۱۳عیسی دست خود را دراز كرد، او را لمس نمود و فرمود: «می‌خواهم، پاک شو.» فوراً جذام او بر طرف شد. ۱۴عیسی به او امر فرمود كه این موضوع را به كسی نگوید و افزود: «امّا برو خود را به كاهن نشان بده و به‌خاطر پاک شدنت قربانی‌ای را كه موسی معیّن نموده است، تقدیم كن تا برای همه مدركی باشد.» ۱۵امّا عیسی بیش از پیش در تمام آن نواحی شهرت یافت و عدّهٔ زیادی گرد آمدند تا سخنان او را بشنوند و از نا‌خوشی‌های خود شفا یابند، ۱۶امّا او به خارج از شهر می‌رفت تا در تنهایی دعا كند.

شهرداری تهران به دنبال تصاحب مجموعه تاریخی گورستان‌های مسیحی ایران

در شرایطی که شهرداری تهران به دنبال تصاحب مجموعه تاریخی گورستان‌های دولاب تهران است، مسئولان کلیسای ارتدکس خواستار کمک این سازمان برای بهبود وضعیت این آثار تاریخی هستند.
 
به گزارش«محبت‌نیوز» هفته گذشته رئیس کمیته میراث فرهنگی شورای شهر تهران از کلیسای ارتدکس واقع در خیابان مفتح حوالی سفارت سابق آمریکا بازدید کرد. احمد حکیمی‌پور عضو اصلاح‌طلب شورای شهر در بازدید از این کلیسا، آنرا به دلیل قدمت طولانی‌اش جزو شناسنامه تهران دانست و با تشکر از مسئولان آن برای نگهداری مناسب کلیسا تشکر کرد و گفت که این قبیل بناها جزو سرمایه‌های ملی است و باید برای حفظ آن چاره‌اندیشی کرد.
در این دیدار عمانوئل شیرانی یکی از مسئولان کلیسای ارتدکس از شهرداری تهران خواست نسبت به بهبود وضعیت کلیساها و اماکن تاریخی و مقدس مسحیان از جمله قبرستان دولاب که تا یک دهه پیش محل دفن اموات مسیحیان بود اقدامی‌ کند. اشاره او به تخریب این مجموعه قبرستان‌های باستانی به ویژه مقبره شاهزاده گرجی بود که مدت‌هاست به علت عدم رسیدگی تخریب شده است.
اما درخواست این مقام کلیسا برای اولین بار نیست که مطرح می‌شود. پیش از او نیز دیگر مسئولان کلیساهای ارتدکس و کاتولیک از شهرداری تهران برای رسیدگی به وضعیت این قبرستان‌ها درخواست کردند. مجموعه دولاب در جنوب‌شرقی تهران قرار دارد. این قبرستان شامل پنج بخش است: آرامگاه ارامنه کاتولیک، ارامنه گریگوریان، ارتدوکس‌ها، آشوری‌ها و مسیحیان کاتولیک که اطراف آن منازل مسکونی و سازمانی سپاه قرار دارد و از گذشته دور شهرداری روی زمین‌های آن دست گذاشته است.

لوقا ۸: ۴۰ـ ۵۶


40هنگامی‌ که عیسی به طرف دیگر دریا بازگشت مردم به گرمی از او استقبال كردند زیرا همه در انتظار او بودند. 41در این وقت مردی كه اسمش یائروس بود و سرپرستی كنیسه را به عهده داشت نزد عیسی آمد. خود را پیش پاهای عیسی انداخت و از او تقاضا كرد كه به خانه‌اش برود، 42زیرا دختر یگانه‌اش كه تقریباً دوازده ساله بود در آستانهٔ مرگ قرار داشت. وقتی عیسی در راه بود مردم از هر طرف به او فشار می‌آوردند. 43در میان مردم زنی بود كه مدّت دوازده سال مبتلا به خونریزی بود و با اینكه تمام دارایی خود را به پزشکان داده بود هیچ‌کس نتوانسته بود او را درمان نماید. 44این زن از پشت سر آمد و قبای عیسی را لمس كرد و فوراً خونریزی او بند آمد. 45عیسی پرسید: «چه كسی به من دست زد؟» همگی انكار كردند و پطرس گفت: «ای استاد، مردم تو را احاطه کرده‌اند و به تو فشار می‌آورند.» 46امّا عیسی فرمود: «كسی به من دست زد، چون احساس كردم نیرویی از من صادر شد.» 47آن زن كه فهمید شناخته شده است با ترس و لرز آمد و پیش پاهای او افتاد و در برابر همهٔ مردم شرح داد كه چرا او را لمس كرده و چگونه فوراً شفا یافته است. 48عیسی به او فرمود: «دخترم، ایمانت تو را شفا داده است، بسلامت برو» 49هنوز گرم صحبت بودند كه مردی با این پیغام از خانهٔ سرپرست كنیسه آمد: «دخترت مُرد. بیش از این استاد را زحمت نده.» 50وقتی عیسی این را شنید، به یائروس فرمود: «نترس فقط ایمان داشته باش، او خوب خواهد شد.» 51هنگام ورود به خانه اجازه نداد كسی جز پطرس و یوحنا و یعقوب و پدر و مادر آن دختر با او وارد شود. 52همه برای آن دختر اشک می‌ریختند و عزاداری می‌کردند. عیسی فرمود: «دیگر گریه نكنید، او نمرده، خواب است.» 53آنان فقط به او نیشخند می‌زدند، چون خوب می‌دانستند كه او مُرده است. 54امّا عیسی دست دختر را گرفت و او را صدا زد و گفت: «ای دخترک، برخیز.» 55روح او بازگشت و فوراً برخاست. عیسی به ایشان فرمود كه به او خوراک بدهند. 56والدین او بسیار تعجّب كردند، امّا عیسی با تأكید از آنان خواست كه ماجرا را به كسی نگویند.

مرقس ۵: ۲۱ـ ۴۳

21وقتی عیسی دوباره به طرف دیگر دریا رفت، جمعیّت فراوانی در كنار دریا دور او جمع شدند. 22یائیروس سرپرست كنیسهٔ آن محل آمد و وقتی او را دید، در مقابل او سجده كرد 23و با التماس زیاد به او گفت: «دخترم در حال مرگ است. خواهش می‌کنم بیا و دست خود را روی او بگذار تا خوب شود و زنده بماند.» 24عیسی با او رفت، جمعیّت فراوانی نیز به دنبال او رفتند. مردم از همه طرف به او هجوم می‌آوردند. 25در میان آنها زنی بود، كه مدّت دوازده سال مبتلا به خونریزی بود. 26او متحمّل رنجهای زیادی از دست طبیبان بسیاری شده و با وجودی‌كه تمام دارایی خود را در این راه صرف كرده بود، نه تنها هیچ نتیجه‌ای نگرفته بود، بلكه هر روز بدتر می‌شد. 27او دربارهٔ عیسی چیزهایی شنیده بود و به همین دلیل از میان جمعیّت گذشت و پشت سر عیسی ایستاد. 28او با خود گفت: «حتّی اگر دست خود را به لباسهای او بزنم، خوب خواهم شد.» 29پس لباس او را لمس كرد و خونریزی او فوراً قطع شد و در وجود خود احساس كرد، كه دردش درمان یافته است. 30در همان وقت عیسی پی برد كه، قوّتی از او صادر شده است. به جمعیّت نگاهی كرد و پرسید: «چه کسی لباس مرا لمس كرد؟» 31شاگردانش به او گفتند: «می‌بینی كه جمعیّت زیادی به تو فشار می‌آورند پس چرا می‌پرسی چه کسی لباس مرا لمس كرد؟» 32عیسی به اطراف نگاه می‌کرد تا ببیند چه کسی این كار را كرده است. 33امّا آن زن كه درک كرده بود شفا یافته است، با ترس و لرز در برابر عیسی به خاک افتاد و تمام حقیقت را بیان كرد. 34عیسی به او فرمود: «دخترم، ایمانت تو را شفا داده است، بسلامت برو و برای همیشه از این بلا خلاص شو.» 35هنوز صحبت عیسی تمام نشده بود، كه قاصدانی از خانهٔ سرپرست كنیسه آمدند و گفتند: «دخترت مرده است. دیگر چرا استاد را زحمت می‌دهی؟» 36امّا عیسی به سخنان آنها توجّهی نكرد و به سرپرست كنیسه فرمود: «نترس، فقط ایمان داشته باش.» 37او به كسی جز پطرس و یعقوب و برادرش یوحنا اجازه نداد كه به دنبال او برود. 38وقتی آنان به خانهٔ سرپرست كنیسه رسیدند، جمعیّت آشفته‌ای را دیدند كه با صدای بلند گریه و شیون می‌کردند. 39عیسی وارد منزل شد و به آنها فرمود: «چرا شلوغ کرده‌اید؟ برای چه گریه می‌کنید؟ دختر نمرده است بلكه در خواب است.» 40امّا آنها به او خندیدند. عیسی همه را از خانه بیرون كرد و پدر و مادر و سه شاگرد خود را به جایی‌که دختر بود، برد. 41و دست دختر را گرفت و فرمود: «طلیتا قومی.» یعنی «ای دختر، به تو می‌گویم برخیز.» 42فوراً آن دختر برخاست و مشغول راه رفتن شد. (او دوازده ساله بود.) آنها از این كار مات و مبهوت ماندند 43امّا عیسی با تأكید به آنها امر كرد كه این موضوع را به كسی نگویند و از آنها خواست كه به دختر خوراک بدهند.


متی ۹: ۱۸ـ۲۶

متی ۹: ۱۸ـ۲۶
18عیسی هنوز سخن می‌گفت كه سرپرست یکی از کنیسه‌ها به نزد او آمد و تعظیم كرده گفت: «دختر من همین الآن مُرد، ولی می‌دانم که اگر تو بیایی و بر او دست بگذاری او زنده خواهد شد.» 19عیسی برخاسته و با او رفت و شاگردانش نیز به دنبال او حركت كردند. 20در این وقت زنی كه مدّت دوازده سال به خونریزی مبتلا بود از پشت سر عیسی آمد و دامن ردای او را لمس كرد، 21زیرا پیش خود می‌گفت: «اگر فقط بتوانم ردایش را لمس كنم شفا خواهم یافت.» 22عیسی برگشت و او را دیده فرمود: «دخترم، دل قوی‌دار. ایمان تو، تو را شفا داده است» و از همان لحظه او شفا یافت. 23وقتی عیسی به خانهٔ سرپرست كنیسه رسید و نوحه سرایان و مردم وحشت‌زده را دید 24فرمود: «همه بیرون بروید، این دختر نمرده بلكه در خواب است.» امّا آنها فقط به او می‌خندیدند. 25وقتی عیسی همه را بیرون كرد به داخل اتاق رفت و دست دختر را گرفت و او برخاست. 26خبر این واقعه در تمام آن نواحی انتشار یافت.

زنده کردن یک دختر و شفای یک زن


گاهی انسانها ما را بازخواست می کنند که چرا در دنیای پیشرفته امروزی ما چنین عقایدی داریم ؟ چرا به انسانی که هرگز ندیده ایم و در زمان آنها زندگی نکرده ایم اینچنین ایمان داریم.
آیا شما امواج برقی را می بینید یا نور حاصل از آنها و تاثیر آن در زندگی روزمره تان را؟
علم امروز به طور مداوم در مورد انرژی مثبت و درمان بیماری ها سخن می گوید . حال که انرژی مثبت در واقع اعتقادی است که ما در درون داریم . ما شفا می یابیم چون اعتقاد داریم که اگر مثبت فکر کنیم مثبت میشود. وقتی در دنیای پیشرفته امروزی چنین اعتقادی است . پس چرا من به مسیح که در سالها پیش در کتاب مقدس وقتی بیماران را شفا میداد به آنها می گفت ( دل قوی دار. ایمان تو، تو را شفا داده است . ) ایمان نداشته باشم. من به کتابی که به من می آموزد؛ همسایه خود را همانند خود دوست بدار و همواره مرا به اندیشه مثبت و بخشش و انسان بودن دعوت می کند اعتقاد دارم . چرا که نه تنها هیچ نکته منفی به من نمی آموزد ، بلکه کمک می کند که انسانی بهتر باشم . در این راه شاید مورد تمسخر عده ای واقع شوم اما نتیجه مهم است . فرق زندگی من با آنها بهترین جوابی است که می توانم به آنها بدهم.

در اینجا می خواهم به مورد دیگری از معجزات مسیح اشاره کنم. که آیه ذکر شده نیز در این معجزه آمده است.

زنده کردن یک دختر و شفای یک زن



نگرانی رهبر جدید کلیسای بیت المقدس از وضعیت مسیحیان در خاورمیانه


پاتریاک پیرباستیا تاکید نمود که از هزاران پناهجویی که از عراق و سوریه می آیند استقبال می کنند. از همه پناهجویان، نه فقط پناهجویان مسیحی
 
به گزارش«محبت نیوز»پاتریارک پیرباتیستا پیتزابالا که به تازگی به عنوان رهبر جدید کلیسای ارتدکس بیت المقدس انتخاب شده است گفت اصلی ترین ماموریتش، برقراری گفتگو بین گروه های مختلف مسیحیت در «سرزمین مقدس» است. سرزمین مقدس در مسیحیت به سرزمین میان رود اردن و دریای مدیترانه گفته می شود که شامل بیت المقدس هم می شود.
به گفته یورونیوز، رهبر کلیسای لاتین بیت المقدس، وضعیت مسیحیان در عراق و سوریه را «فاجعه بار» توصیف کرد و گفت: «ما از هزاران پناهجویی که از عراق و سوریه می آیند استقبال می کنیم. از همه پناهجویان، نه فقط پناهجویان مسیحی.»
از حدود یازده هزار مسیحی ساکن بیت المقدس، حدود ۴۵۰۰ نفر پیرو کلیسای لاتین این شهر هستند.
با قدرت گرفتن گروه موسوم به دولت اسلامی در سوریه و عراق، اقلیتهای مسیحی یکی از گروه هایی هستند که قربانی کشتار نیروهای این گروه اسلامگرا بوده اند.

شجره نامه عیسی مسیح


مَتّی ۱:‏۱-‏۱۷ -‏ لوقا ۳:‏۲۳-‏۲۸

مَتّی ۱:‏۳-‏۶ -‏ روت ۴:‏۱۸-‏۲۲

مَتّی ۱:‏۷-‏۱۱ -‏ اوّل تواریخ ۳:‏۱۰-‏۱۷

۱شجره‌نامۀ عیسی مسیح، پسر داوود، پسر ابراهیم:
۲ابراهیم پدر اسحاق، اسحاق پدر یعقوب و
یعقوب پدر یهودا و برادرانش بود.
۳یهودا پدر فارِص و زارَح بود
و مادرشان تامار نام داشت.
فارِص پدر حِصْرون و حِصْرون پدر رام،
۴رام پدر عَمیناداب، عَمیناداب پدر نَحْشون و
نَحْشون پدر سَلمون بود.
۵سَلمون پدر بوعَز بود. مادر بوعَز راحاب نام داشت.
بوعَز پدر عوبید بود و مادر عوبید روت نام داشت.
عوبید پدر یِسای بود.
۶یِسای پدر داوود پادشاه،
و داوود پدر سلیمان بود.
مادر سلیمان پیشتر زن اوریا بود.
۷سلیمان پدر رِحُبعام، و رِحُبعام پدر اَبیّا، و اَبیّا پدر آسا بود.
۸آسا پدر یِهوشافاط،
یِهوشافاط پدر یورام، و یورام پدر عُزیا بود.
۹عُزیا پدر یوتام، یوتام پدر آحاز، و آحاز پدر حِزِقیا بود.
۱۰حِزِقیا پدر مَنَسی، مَنَسی پدر آمون، و آمون پدر یوشیا بود.
۱۱یوشیا پدر یِکُنیا و برادرانش بود.
در این زمان یهودیان به بابِل تبعید شدند.
۱۲پس از تبعید یهودیان به بابِل:
یِکُنیا پدر شِئَلْتی‌ئیل و شِئَلْتی‌ئیل پدر زِروبابِل بود.
۱۳زِروبابِل پدر اَبیهود، اَبیهود پدر ایلیاقیم،
و ایلیاقیم پدر عازور بود.
۱۴عازور پدر صادوق، صادوق پدر یاکیم،
و یاکیم پدر اِلیهود بود.
۱۵اِلیهود پدر ایلعازَر، ایلعازَر پدر مَتان،
و مَتان پدر یعقوب بود.
۱۶یعقوب پدر یوسف همسر مریم بود،
که عیسی ملقّب به مسیح از او به دنیا آمد.
۱۷بدین قرار، از ابراهیم تا داوود بر روی هم چهارده نسل و از داوود تا زمان تبعید یهودیان به بابِل، چهارده نسل، و از زمان تبعید تا مسیح چهارده نسل بودند.

۱۳۹۵ مهر ۲۸, چهارشنبه

Image may contain: 1 person

متی 10 : 8

بیماران را شفا دهید، ابرصان را طاهر سازید، مردگان را زنده کنید، دیوها را بیرون نمایید. مفت یافته‌اید، مفت بدهید.
مفت یافته اید مفت بدهید
فکر میکردم معنی این آیه را فهمیده ام ...
اما دریافتم هیچ نفهمیده ام ...
هفت شهر عشق را عطّار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم


پیدایش فصل صفر

پیدایش فصل صفر
و خدا گفت روشنایی بشود ... و روشنایی شد
ودر شش روز خداوند تمام کائنات و موجودات را آفرید
خداوند فقط گفت بشود .... و انجام شد
پس از آن خدا فرمود: «اینک انسان را بسازیم. ایشان مثل ما و شبیه ما باشند و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همه حیوانات اهلی و وحشی، بزرگ و کوچک و بر تمام زمین حکومت کنند.»...
خداوند فرمود " شبیه ما " نه شبیه من ....
کلام خداوند آمین است آنچه بگوید انجام میشود
خداوند به ابراهیم فرمود تو و فرزندانت را برکت خواهم داد
خداوند به یعقوب گفت نام تو از این پس اسراییل است و تو و قوم تو را را برکت خواهم داد
خداوند بارها می فرماید : من به میان شما خواهم آمد ....
خداوند سیصد و بیست بار در کتب انبیا عهد عتیق به آمدن عیسی مسیح اشاره میفرماید ....
ای انسان تو کیستی که با خدا مجادله می کنی ؟
تو هنوز معنی پسر خدا را نمی دانی ؟
خداوند بارها در تورات و دیگر کتب انبیا خود را پدر ما خطاب میکند و ما را دختران و پسران خود ... آیا این به این معناست که خداوند با مادر ما ازدواج کرده است ؟
آیا معنی پسر انسان را میدانی ؟
مقام عیسی مسیح فوق آن چیزی است که تو تصور میکنی ...
همه چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.
خدای پدر در مورد او می گوید : این است پسر محبوب من که از او بسیار خشنودم ...
خدا را هرگز کسی ندیده است؛ پسر یگانه‌ای که در آغوش پدر است، همان او را ظاهر کرد. ...
عیسی مسیح از ازل با خدای پدر بوده و خواهد بود زیرا خداوند است ...
تعصب را کنار بگذار ، اگر به روز داوری ( قیامت ) اعتقاد داری...
کمی از وقت خود را به مطالعه درباره خداوند و کتب انبیا از ابتدا تا کنون اختصاص بده ، خواهی دانست آنچه از نیاکان خود شنیده ایی درست نیست ...
عزیزان غیر ایماندار من ما مسیحیان نیز یک خدای واحد را میپرستیم و اگرمعنی پسرانسان ، پسر خدا را درک کنی تثلیث را هم متوجه خواهی شد و این امکان ندارد مگر آنکه مسیح را بشناسی و مسیح را نمی توان شناخت مگر آنکه کتاب مقدس را مطالعه کنی
خدا محبت است و دوست دارد تو بسوی او باز گردی ..... آمین

See More

آیا چشمه آب روانی ، یا مردابی گندیده ؟؟

در انجیل یوحنا فصل ۴ آیه ۱۳ ،۱۴مي خوانيم ؛
۱۳ عیسی در جواب او گفت: «هر که از این آب بنوشد باز تشنه گردد،
۱۴ لیکن کسی که از آبی که من به او می‌دهم بنوشد، ابداً تشنه نخواهد شد، بلکه آن آبی که به او می‌دهم در او چشمه آبی گردد که تا حیات جاودانی می‌جوشد.»
...
انسان بی شباهت به «آب» نیست
زیرا مسیح در یوحنا فصل هفت آیه سی و هشت گفته است ؛
کسی که به من ایمان آورد، چنانکه کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده جاری خواهد شد.»
پس اگربخواهد زنده باشد و زندگی ببخشد
باید جریان داشته باشد
باید پیه برخورد با سنگ ها و سختی ها را به تنش بمالد
باید شجاعت چشیدن گرم و سرد روزگار را داشته باشد
تا باران شود و بر جهان ببارد…
مانند باران روح خدااااااا
وگرنه کسی که تحمل سختی ها را نداشته باشد
همچون آب ساکنی است که صدایش به کسی آرامش نمی دهد
با دیگران کنار که نمی آید هیچ
خودش راهم نمی تواند نجات دهد..!
مرداب می شود و می گندد..
اینجا با آیه ای از مکاشفه تمام می کنم :
مکاشفه فصل هفت آیه هفده
۱۷ زیرا بره‌ای که در میان تخت است، شبان ایشان خواهد بود و به چشمه‌‌‌های آب حیات،
ایشان را راهنمایی خواهد نمود؛ و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد.»
صبا