در ادامه انجیل لوقا باب 7 از ایات 11 تا17 را مطالعه مبکنیم. کلا باب 7 لوقا باب ملاقات های جالب و متنوع مسیح است. اما این ملاقات خیلی متفاوت است.
روزگذشته در مورد ملاقات مسیح با یک افسر رومی توضیح دادم و در ادامه میبینبم مسیح دو روز بعد از ان در شهر نائین بیوه زنی را میبیند که تنها فرزند پسرش متاسفانه فوت کرده بود و مردم او را برای دفن کردن میبردند.
در ملاقات با افسر رومی افرادی از مسیح خواهش و دعوت کردند که افسر رومی را ملاقات کند و البته خود ان افسر ...قبول نکرد که مسیح وارد خانه او شود ولی در اینجا میبینید که مسیح خودش این زن بیوه و عزادار را ملاقات میکند.
اولا نوشته شده، دلش برای این زن بیوه بسوخت و بعد به ان زن میگوید: گریان نباش
در فرهنگ ان زمان یهود بیوه بودن یک بدبختی بسیار بدی بود مخصوصا که تنها پسر خودت را نیز از دست داده باشی...نه امیدی،نه پشتوانه و تکیه گاهی، غم نامحدود و تمام نشدنی...برای این زن تنها
اما مسیح او را پیدا میکند،دلش برایش میسوزد و میگوید:نترس
تابوت پسر مرده را عیسی مسیح لمس میکند و مرده ای که مانند ان افسر رومی در فرهنگ و شریعت یهود نجست بود را فرمان میدهد که "ای جوان تو را میگویم برخیز"
همان لحظه مرده زنده گشت و شروع حرف زدن نمود و ان را به مادرش سپرد.
و این معجزه باعث شد ترس و احترام به خداوند و ایمان مردم در مورد عیسی مسیح بیشتر و جدی تر گردد.
معجزه شفای غلام افسر رومی را با زنده شدن پسر بیوه زن مقایسه کنید!
هر دو نجست بودند
هر دو نوعی طرد شده جامعه یهود
هر دو خود را لایق خداوند نمیدانستند.
برای هر دو انها مسیح اخرین امید بود
مسیح به ملاقات هر دوی انها رفت و در اولی حتی دستوری نداد و فقط تعجب کرد از ایمان عظیم افسر رومی ولی در دومی دستور داد
مسیح دوست دارد همه نوع مردم را ملاقات کند
چه انهایی که از نظر ما طرد شده و نجست و غیر قابل اصلاح هستند و چه انهایی که در تنهایی و غم و خلوت خود مرده اند و هیچ امیدی برای خود و اینده خود ندارند.
امروز برای انهایی که از لحاظ روحانی و احساسی و فکری و اعتقادی و اقتصادی مرده اند دعا کن تا مسیح انها را ملاقات کند و تنها کافیست که مسیح بگوید:"برخیز"
روزگذشته در مورد ملاقات مسیح با یک افسر رومی توضیح دادم و در ادامه میبینبم مسیح دو روز بعد از ان در شهر نائین بیوه زنی را میبیند که تنها فرزند پسرش متاسفانه فوت کرده بود و مردم او را برای دفن کردن میبردند.
در ملاقات با افسر رومی افرادی از مسیح خواهش و دعوت کردند که افسر رومی را ملاقات کند و البته خود ان افسر ...قبول نکرد که مسیح وارد خانه او شود ولی در اینجا میبینید که مسیح خودش این زن بیوه و عزادار را ملاقات میکند.
اولا نوشته شده، دلش برای این زن بیوه بسوخت و بعد به ان زن میگوید: گریان نباش
در فرهنگ ان زمان یهود بیوه بودن یک بدبختی بسیار بدی بود مخصوصا که تنها پسر خودت را نیز از دست داده باشی...نه امیدی،نه پشتوانه و تکیه گاهی، غم نامحدود و تمام نشدنی...برای این زن تنها
اما مسیح او را پیدا میکند،دلش برایش میسوزد و میگوید:نترس
تابوت پسر مرده را عیسی مسیح لمس میکند و مرده ای که مانند ان افسر رومی در فرهنگ و شریعت یهود نجست بود را فرمان میدهد که "ای جوان تو را میگویم برخیز"
همان لحظه مرده زنده گشت و شروع حرف زدن نمود و ان را به مادرش سپرد.
و این معجزه باعث شد ترس و احترام به خداوند و ایمان مردم در مورد عیسی مسیح بیشتر و جدی تر گردد.
معجزه شفای غلام افسر رومی را با زنده شدن پسر بیوه زن مقایسه کنید!
هر دو نجست بودند
هر دو نوعی طرد شده جامعه یهود
هر دو خود را لایق خداوند نمیدانستند.
برای هر دو انها مسیح اخرین امید بود
مسیح به ملاقات هر دوی انها رفت و در اولی حتی دستوری نداد و فقط تعجب کرد از ایمان عظیم افسر رومی ولی در دومی دستور داد
مسیح دوست دارد همه نوع مردم را ملاقات کند
چه انهایی که از نظر ما طرد شده و نجست و غیر قابل اصلاح هستند و چه انهایی که در تنهایی و غم و خلوت خود مرده اند و هیچ امیدی برای خود و اینده خود ندارند.
امروز برای انهایی که از لحاظ روحانی و احساسی و فکری و اعتقادی و اقتصادی مرده اند دعا کن تا مسیح انها را ملاقات کند و تنها کافیست که مسیح بگوید:"برخیز"

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر